Login

Register

Login

Register

رژیم لاغری | کتاب تغذیه و رژیم های غذایی برای همه – راز موفقیت

30,000 تومان

آیا تجربه رژیم لاغری یا رژیم چاقی دارید ؟

آیا علت شگفتی و موفقیت های این کتاب را می دانید؟

آیا می دانید چرا سال ها پیش من کتاب تغذیه و رژیم های غذایی برای همه را ترجمه و تالیف کردم؟ 

داستان شکل گیری این کتاب را می دانید؟

می دانستید حتی در دوران تالیف این کتاب من به قدری در موضوع تغذیه پیش رفتم که در یک کلینیک لاغری کمک مشاوره می دادم؟

در این کتاب شما متوجه می شوید که چطور من بخاطر نیاز و مشکل سلامتی که پیدا کردم به جای فرار از واقعیت به دنبال کسب آگاهی بیشتر و رفع مشکل مجبور شدم سالها مطالعه و تحقیق کنم.

حاصل آن دوران کتابی است که داستان وار شما را با موضوعات پیچیده تغذیه همراهی می کند.

توضیحات

چگونه لاغر شویم؟

آیا کتاب رژیم لاغری خوانده اید ؟

برای اینکه کمی بیشتر با افکار نویسنده کتاب و همچنین با موضوع تغذیه و کتاب، داشتن رژیم و لاغری و روش های لاغری آشنا شوید، توصیه می کنم حتما این فایل صوتی را که از کانال راز موفقیت برای شما انتخاب شده، گوش کنید :

آیا به دنبال روشی سریع و راحت برای لاغری هستید؟

آیا چاقی برای شما هزاران مشکل و بیماری جدید بوجود آورده است؟
آیا هیکل خود را دوست ندارید و دوست داشتید کمی لاغرتر و یا چاق تر بودید؟
آیا از رژیم گرفتن عاجز شده اید؟
آیا سال هاست که تحت نظر متخصص تغذیه هستید ولی از تغییرات راضی نیستید؟
آیا می خواهید چاق شوید و از لاغری مفرط رنج می برید؟
آیا از انچه در آینه می بینید بیزار شده اید؟
آیا حال و حوصله ورزش ندارید؟
آیا در رژیم هایی غذایی مختلف قبلی تجربه خوبی ندارید؟
آیا به فکر جراحی های خطرناک و برداشتن معده و کوتاه کردن روده افتاده اید؟
آیا شما کسی هستید که همیشه گول تبلیغات ماهواره ای برای لاغری را می خورید؟
آیا شما هم هزاران نوع قرص و ژل و کمربند و شربت و دمنوش و کرم لاغری و چاقی می خرید؟

دوستان خبر خوبی برایتان دارم!

اگر شما حتی یک مورد از موارد بالا برایتان به یک چالش روزانه بدل شده است، باید این کتاب را بخوانید.

اما می دانم تعجب می کنید که چرا من از فضای روانشناسی وارد حوزه تغذیه و رژیم های غذایی شده ام؟ آماده باشید تا داستان شکل گیری یک کتاب خوب را از زبان پدیدآورنده آن برایتان تعریف کنم!

داستان جالب شکل گیری کتاب تغذیه و رژیم های غذایی برای همه

… همانطور که می دانید بنده “کاپیتان کشتی های اقیانوس پیما” بودم و هستم.

ما هر ساله بطور مرتب چکاپ پزشکی بسیار دقیقی داریم. در یکی از این معاینات مثل همیشه نتایج آزمایشات را برای تکمیل پرونده به دکتر معتمد شرکت دادم و ایستادم که زود امضاء کند بروم. همیشه نگاه می کرد و حالی می پرسید و کار تمام بود. ناگهان دیدم در برگه من متمرکز شد و تک تک موارد را با انگشت مرور کرد. گفتم چیه دکتر، مشکلی هست؟
با مکثی گفت بشین کاپیتان تا برات بگم! خوب نیست.

گفتم چی خوب نیست؟گفت: آقای کاپیتان خوش تیپ این خوب نیست که در این سن شما قند، کلسترول، اوره، چربی و تری گلیسیرید داشته باشید…

این گفته های ایشان مانند چکش سنگینی بر سر من فرود آمد و مرا روی صندلی نشاند. با نگرانی، جوری که انگار جواب را میدانی ولی میپرسی تا اطمینان حاصل کنی، پرسیدم: مگر داشتن اینها چه اشکالی دارد؟ سرش را بالا گرفت و با پوزخندی در چشمان من گفت: کاپیتان روسی که ماه پیش تنها در اتاقش سکته کرد و مُرد یادت هست؟ …

دیگر هیچی یادم نبود. تنم سرد و کرخت شده بود. از جایم بلند شدم و بدون خداحافظی از مطب دکتر خارج شدم و بعد از ساختمان شرکت در برج آسمان خارج شدم. حتی از آسانسور استفاده نکردم و تمام مسیر راه پله را بسرعت پایین آمدم. انگار باید خیلی زود از یک واقعیت تلخ دور می شدم. اتومبیلم را فراموش کردم بردارم. خودم را می دیدم که در دفتر کار کاپیتان در یک کشتی خیلی بزرگ افتاده ام و هیچ کس از وجودم خبر ندارد… انقدر درگیری ذهنی داشتم که از میدان فرمانیه تا میدان نوبنیاد پیاده رفتم. دور میدان داشتم از خیابانی عبور می کردم که یادم هست، یک پیکان مشکی جلویم پیچید و گفت: داداش کجا؟ در خدمتیم؟

و من پاسخ دادم : کلسترول!

و او گفت: می دانم کجاست، بیا بالا!

… ساعتها در خیابان بودم. راننده حرف می زد و من در پس افکار خود داشتم مراسم تدفینم را برنامه ریزی می کردم که آبرومندانه انجام شود! ناگهان راننده با لهجه قزوینی پرسید: آقای مهندس حدودا نمی دانی این کلسترول کدام منطقه است؟ بخودم آمدم و گفتم برو انقلاب؛ روبروی دانشگاه به همه کتابفروشی ها سر زدم و هرچه کتاب در مورد تغذیه و فاکتورهای آزمایشی، موجود داشتند را خریدم. 18 جلد کتاب تخصصی که من هیچی از آنها نمی فهمیدم. شب را تا صبح با کتاب های غریبم خوابیدم. فردا صبح به کتابخانه دانشگاه تهران رفتم و به دنبال منابع بیشتر گشتم. هفته بعد به دریا رفتم و در طول شش ماه 38 جلد کتاب خواندم. با یک مشکل بزرگ مواجه شدم. کتاب های داخلی تقریبا همه ترجمه بود و ترجمه ها خود به ترجمه  نیازداشت. بسیاری از اصطلاحات را نمی فهمیدم. فرق LDL , HDL را نمی فهمیدم. کتاب ها برایم خیلی سنگین بود. کتاب های ساده تری از خارج تهیه کردم و باز خواندم و تازه موتور علاقه و اشتیاق دانستن در من روشن شد. به هر کشوری می رسیدم به کتابفروشی ها سر می زدم و کتاب های مربوطه جدیدی را می خریدم. این شش ماه اندازه 6 سال دوره ارشد تغذیه مطلب خواندم و باز خواندم.

به ایران بازگشتم و بلافاصله به متخصص تغذیه مراجعه کردم و وقت گرفتم و گفتم می خواهم فقط پرسش هایم را بپرسم. تعجب کرد و با هم شروع کردیم به هم آموختن و یا از هم آموختن.

 مدت دو ماه تمام آخر وقت های ایشان را من پر می کردم. با هم دوست شدیم. روزی از من خواست، در کلینیک یکی از دوستانش شروع به کار کنم و مشاوره بدهم. گفتم شاید دارد مرا از سرش وا می کند و نپذیرفتم و دوباره و سه باره و چهار باره کتاب های جدیدتر و تخصصی تری خریدم و به دریا رفتم. تمام زندگی و فکر من شده بود تغذیه. همیشه و همه جا اطلاعات می دادم و برای مردم جنس اطلاعات من جالب، جدید و جذاب بود. شاید چون کمی نگرش و تحلیل روانشناسی در آن آمیخته بود و یا شاید چون من از جنس مصرف کننده گان آن اطلاعات بودم.

 یادم هست در یک سفر 42 جلد کتاب با خود بردم. بعضی کتاب ها، کتاب های دانشگاهی مقطع ارشد و دکترای تغذیه بود و در شش ماه خواندم. روزی نیز با سایت های معتبر دنیا آشنا شدم و اطلاعات به روزتری را در آنجا یافتم و تشنه تر شدم. بالاخره کتاب ها را کنار گذاشتم و شبانه روز در میان سایت های مختلف و معروف جهان به دنبال پرسش های خودم بودم….. و این پروسه سه سال دیگر طول کشید.

در این سه سال چند ماه به اصرار دکتر عزیزم به کلینیک تغذیه دوست شفیقشان مراجعه کردم و بعد از همان مصاحبه اول پشت میز مشاوره نشستم تا کمی دانسته هایم را انفاق کنم.
عجیب بود مردم از زن و مرد میخکوب بحث های من می شدند و برخی مراجعین واقعا فقط برای شنیدن می آمدند. به تدریج من روشی خاص را پیش گرفتم. همانجا بود که تکنیک “روانشناسی کاهش وزن” به ذهنم خطور کرد.

می دیدم بسیاری از افراد فقط  عادت گونه می خورند.
بسیاری به دستور نیرویی در درون می خورند.
بسیاری برای کاهش استرس و اضطراب خود می خورند.
بسیاری عصبی می شوند و بعد می خورند.
بسیاری می خورند تا دردی در درون را مرحم بگذارند.
و بسیاری دیگر هیچ نیازی به این همه خوردن ندارند و تنها و تنها بخاطر اختلالات هورمون های درون ریز و اختلالات روان تنی می خورند…
پس کم کم بحث های تراپیستی را هم بکار گرفتم و !Wow! جواب داد. مراجعین را بزور از اطاق بیرون می کردیم!!!..

برخی سوالات آنها دوباره ذهنم را به چالش آموختن واداشت و باز خواندم. البته چند ماهی نگذشته بود که خانم منشی زنگی زد و با ادب فراوان عذرم را خواست.

پرسیدم چرا؟ گفت از من نشنیده بگیرید چون همه مراجعین فقط از شما وقت می خواهند و دکترهای دیگر کلینیک اعتراض کرده اند… عجیب بود…

و این قصه ادامه داشت تا اینکه روزی در استرالیا در شهر سیدینی، در یک کتابفروشی وارد شدم و بنر تبلیغاتی بزرگی تمام توجهم را بخود گرفت!

کتاب (nutrition for dummies) پر فروش ترین کتاب تغذیه در انگلیس و آمریکا و استرالیا و کانادا شده بود. تعجب کردم که چطور این کتاب به گوشم نخورده بود. احساس کردم هنوز بروز نیستم.

کتاب لاغری، کتاب تغذیه، کتاب تغذیه و ؤزیم های غذایی برای همه

کتاب را برداشتم و نشستم گوشه ای و غرق مطالعه شدم، دیگر چیزی از آن لحظه به بعد یادم نیست تا این که … خانم پیری را دیدم که بالای سرم ایستاده و با لبخندی به لب آرام و مهربان به من گفت که ببخشید آقا نمی خواستم مزاحمتان بشوم ولی ما یک ساعت هم بخاطر شما بیشتر از زمان موعد منتظر مانده ایم ولی باید کتابفروشی را تعطیل کنیم. 

برایم توضیح داد که 6 ساعت اینجا نشسته اید و غرق کتاب هستید و حتی من دو بار قهوه و آب آوردم خوردید و … من واقعا گذشت زمان را متوجه نشده بودم.

من بلند شدم و کتاب را به کتاب فروش دادم. خانم متصدی کتاب فروش پرسید حالا این کتاب را می خواهید یا نه؟ ناگهان تصمیمی از درونم قلیان کرده و گفتم بله من این کتاب را برای 60 میلیون نفر هم میهن ام می خواهم!

دوستان این داستان کتابی است که احتمالا شما قصد خرید آن را دارید.

کتابی که شاید با دانستن داستان خلق آن اشتیاق سوزانی در شما شعله ور شده تا آن را هرچه سریعتر تهیه کنید و بخوانید.

کتاب توسط انتشاراتی “ما و شما” مجوز گرفت و دوست بزرگوارم آقای مهندس حسین زاده (چاپ مروی) در 2100 نسخه آنرا در سال 1389 چاپ و راهی بازار نشر کرد.

یادم هست در نمایشگاه کتاب آن سال هم فروش بسیار بالایی داشت و خیلی خوشحالم آرزویم که آن روز به آن خانم کتاب فروش استرالیایی گفتم به حقیقت پیوست.

کتاب ترجمه و تالیف است.

تغییراتی در ترجمه هم اتفاق افتاد. این کتاب، حاصل سالها تشنگی دانستن و کسب آگاهی است. این کتاب پاسخ به تمام پرسش های ذهن کنجکاو من و سوالاتی است که در جلسات مشاوره تغذیه پرسیده می شد. هدف کتاب توضیح این باور است که غذا علاوه بر کارکرد اعضا و جوارح بر کارکرد سیستم روان شما و حتی کیفیت احساسات شما نیز تاثیر می گذارد. کتاب می خواهد به شما ایدوئولوژی چیستی واکنش به گروهای مختلف غذایی را بدهد. کتاب ثابت می کند انسان، ماشین بسیار کم مصرفی است؛ پس اگر زیاد بخورید ماشین شما زودتر از موعد فرسوده خواهد شد. کتاب ثابت می کند کیفیت تغذیه ربطی به قیمت و هزینه ندارد؛ بلکه تنوع و انتخاب صحیح اهمیت دارد و بسیار ارزان است.

چرا این کتاب را باید خواند؟

  • این کتاب برخلاف تمام کتاب های موجود و مطالب موجود در سایت های مختلف نگاه متفاوتی به مقوله تغذیه دارد.
  • ابتدا در اینجا آناتومی سیستم گوارش بطور کاملا تخصصی ولی از زبان یک متخصص تغذیه بسیار ساده تشریح شده است.
  • بلاهایی که در مسیر گوارش بر سر مواد غذایی مختلف می آید کاملا تخصصی توضیح داده شده است.
  • بلاهایی که مواد غذایی مختلف بر سر بدن در مسیر گوارش می آورند کاملا تخصصی توضیح داده شده است.
  • گروه های غذایی و هرم غذایی و اهمیت و ویژگی های مواد غذایی هر گروه بطور کامل توضیح داده شده است.
  • شما با خواندن این کتاب دیگر گول تبلیغات محصولات لاغری و چاقی را نخواهید خورد؟
  • شما با خواندن این کتاب دوا و درمان را با هم بدست می آورید.
  • شما با خواندن این کتاب متخصص تغذیه خودتان می شوید. (البته در موارد تخصصی حتما همچنان باید به دکتر خودتان مراجعه کنید.)
  • مقادیر مورد نیاز بدن به هر گروه مواد غذایی، کامل توضیح داده شده است.
  • آخرین یافته های FDA در مورد مقادیر مورد نیاز روزانه بدن در جداولی آورده شده که کافی است این جداول را پرینت کرده و روی یخچال خود بچسبانید، تا استانداردهای مصرف صحیح غذا به یک عادت در شما بدل شود.

بقدری شما اطلاعات بروز و مفید دریافت می کنید که خود به یک مرجع تغذیه بدل می شوید و همیشه و همه جا حرف برای گفتن دارید و می توانید اطلاعات تغذیه سالم را در فرهنگ ذهنی اطرافیان تصحیح و تغییر دهید.

  • در ذهن شما اتفاق جالبی می افتد و آن این است که اطلاعات مختلف از ضمیر آگاه عبور کرده و در ضمیر ناخودآگاه شما می نشیند و این باعث می شود که به تدریج رژیم غذایی چاقی و لاغری به رژیم غذایی سلامتی تغییر موضوع دهد و پس از مدت کمی به یک باور و اعتقاد بدل شود؛ اتفاق بزرگی که در من نیز افتاد. من حتی اگر بخواهم نمی توانم چربی حیوانی بخورم. من هرگز نمی توانم سوسیس و کالباس و نوشابه و … بخورم. من نمی توانم روزانه چند لیوان آب نخورم. هرگز دوستان نمی بینند من شکر، قند و نمک مصرف کنم. هرگز نمی توانم سیگار و قلیان مصرف کنم. هرگز نمی توانم یک وعده سنگین نهار و یک وعده سنگین شام را در یک روز بخورم. هرگز نمی توانم تمرینات ورزشی خودم را متوقف کنم. هرگز از مدتیشن خودم دست بردار نیستم.
  • … و هرگز از مبارزه در تغییر شیوه غذا خوردن به سبک ایرانی و جایگزین کردن شیوه غذایی مدیترانه ای کوتاه نخواهم آمد.

لاغری-سریع-با-خود-هیپنوتیزم

بیایید با معرفی این کتاب که گزیده ای از بهترین های عالم و علم در مقوله تغذیه است فرهنگ “رژیم سلامتی” را در میان مردم خوب ایران عزیزمان، جایگزین “رژیم لاغری” و “رژیم چاقی” کنیم.

 لطفا این کتاب را به دوستان تان در گروه های مختلف معرفی کنید، چون حاصل 5 سال مطالعه و تجربه و چکیده بهترین های دنیای علم تغذیه است. لطفا از طریق کانال تلگرام (روانشناسی موفقیت) و اینستاگرام (راز موفقیت) نیز با ما باشید.

محمود جولایی آموزگار موفقیت

دوست خوب من شما عالی هستید. از اینکه در این سفر همراه من هستید تا زندگی تان را عالی، رویایی و جادویی کنید متشکرم.

با انگیزه و قدرتمند بمانید.

فایل صوتی پاسخ به سوالاتی که زمان خرید کتاب از سایت ما ممکن است پرسش شما نیز باشد.

لیست کتاب های منتشر شده :

افزودن به سبد خرید

اطلاعات بیشتر

وزن 0.4 kg

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “رژیم لاغری | کتاب تغذیه و رژیم های غذایی برای همه – راز موفقیت”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

پشتیبانی سایت توسط : پشتیبان وردپرس