Login

Register

Login

Register

هیپنوتیزم درمان مکمل برای درمان بیماری و شفا – راز موفقیت

4 290

زمان لازم برای مطالعه این مقاله ارزشمند 15 دقیقه است.


خود هیپنوتیزم و درمان بیماری!

 

می دانم با خواندن این عنوان و توضیح کوتاه درباره آن، تردید و سوال و هیجان تمام ذهنتان را تسخیر کرده است. می دانم از من برای درمان پذیری از طریق گوش کردن به فایل صوتی خودهیپنوتیزم مثال و نمونه درمان شده می خواهید. میدانم یک داستان واقعی از زبان خود فرد دوست دارید. این مقاله حکایت یک واقعیت تلخ و تجربه واقعی است و در انتها شما را با راهکاری منحصر بفرد برای مقابله با بیماری ها و مکملی قدرتمند و شگفت انگیز در کنار درمان فیزیکی آشنا می کند.

پس اگر آماده هستی قصه تلخ و شاید خیلی تلخ خودم را برایت تعریف کنم.

شما در اینجا تاثیر باور و قدرت ذهن را بر تغییر شرایط جسم خواهید دید. شما اینجا مردی را خواهید دید که زیر فشار درد در حال خرد شدن بود. شما خواهید دید که ذهن انسان چطور قادر است در درمان هر بیماری دقیقا مثل یک دارو و دقیقا مثل یک پزشک ماهر و کاردان عمل کند. دوستان باید تکرار کنم من با معرفی این راهکار هرگز منکر تاثیر دارو و درمان پزشکان عزیزمان نیستم. بلکه قدرتمندانه اعلام می کنم که ما می توانیم طب را با همراهی و همسویی اراده و باور ذهنی یاری کنیم.

شفای-بیماری-با-هیپنوتیزم

قدرت ذهن یا قدرت دارو؟ کدام یک بیماری را درمان می کند؟!

 

و در اینجا یک ادعای قویتر را مطرح کرده و اعلام می کنم تا زمانی که ذهن نخواهد و اراده و تصمیم وجود نداشته باشد، هیچ دارویی افاقه نخواهد کرد. ما باید سلامتی را اول در ذهن بخواهیم. شاید باورتان نشود ولی من بیماران مشابه زیادی را دیدم که یکی زود و دیگری دیر بهبود یافتند. اگر شرایط جسمی را مشابه فرض کنیم، دلیل اصلی، قدرت اراده و توان شفابخشی ذهنی افراد است که نتیجه متفاوت ایجاد می کند. تاکنون هم هیچ روشی موثرتر از هیپنوتیزم نتوانسته قدرت ذهن را در یک موضوع برای تغییر متمرکز سازد.

حتما شما هم افراد بسیاری را دیده اید که از صبح تا شب از بیماریها و مشکلات سلامتی خودشان می نالند. خبر عجیبی برایتان دارم، تحقیقات نشان داده این افراد واقعا با همین کار ساده و با باور و تلقین ندانسته و ناخواسته ی یک عادت و بعد تکرار و تکرار نالیدن و ایجاد احساس واقعی بیماری، دقیقا بیماری را بخود جذب می کنند.

ذهن شما قدرتمندترین ماشین خلق هرآنچه شما بخواهید است. شما از این ذهن برای جذب هرآنچه می خواهید استفاده می کنید. ما امروز قادر هستیم با استفاده از این آگاهی ها مسیر خواستن را از بیماری به سلامتی تغییر دهیم. شما با تهیه محصول درمان بیماری با قانون جذب و خودهیپنوتیزم می توانید روند درمان بیماری خود را تسریع کرده و در مسیر بهبودی کامل قرار بگیرید.

چرا هنوز از دوره نخبگان قانون جذب برای تحقق آرزوهایتان استفاده نمی‌کنید ؟

 کلیک کنید تا عضوی از نخبگان قانون جذب باشید !‍ 

  مشاوره خرید محصول: ۲۶۷۲۱۸۴۱-۰۲۱

 

آیا انسان توان خود درمانی ذهنی را دارد ؟

 

همه ما انرژی عظیمی در خود داریم و اگر ما آن را در مسیر درست و راه درست قرار دهیم می­ توانیم بیماریهای روانی و جسمی خودمان را شفا دهیم. به همین روش می­ توانیم این انرژی را به دیگران ارسال کنیم و آنها را نیز شفا دهیم. اما چه بیماریها و چقدر درمان!!چیزی است که جای بحث بسیار دارد. شاید از یک پزشکی که 20 سال تحصیل کرده بپرسید بگوید فقط چند بیماری را می توان با قدرت ذهن درمان کرد. من نیز به نظر این پزشک محترم احترام می گذارم و می گویم حتی نوع بیماریِ درمان شده و میزان درمان نیز از فردی به فرد دیگر متفاوت است.

واقعا همه چیز به قدرت درمانگری ذهن بستگی دارد:

  • به این بستگی دارد که چقدر این روش را کارا و موثر بداند.
  • به این بستگی دارد که تا چه مدت توان استمرار درمان را داشته باشد.
  • به این بستگی دارد که چقدر خود و انسان را بشناسد و خود را قادر به این کار بداند.
  • به این بستگی دارد که چقدر خداوند را در این مسیر همراه و کمک خود بداند.
  • به این بستگی دارد که چقدر عزت نفس و اعتماد بنفس قوی داشته باشد.
  • به این بستگی دارد که چقدر از روشهای درمان دارو و جراحی نا امید شده باشد.
  • به این بستگی دارد که چقدر تصمیم به تغییر در او جدی و محکم باشد.
  • به این بستگی دارد که چقدر خانواده و اطرافیان این افکار و تصمیم او را جدی فرض کنند و حامی باشند.
  • و به هیچ عامل بیرونی و حتی میزان پولی که می خواهد صرف درمان کند هرگز بستگی ندارد.

در این صورت است که هیچ اختلال و تعارضی در جسم و سیستم روان قادر به جنگیدن با قدرت شفای درون را نخواهد داشت.

من چگونه با این تکنیک آشنا شدم؟

 

من با روند قدرت شفادهی ذهن کاملا ناآشنا بودم. من قانون جذب، شکرگزاری و مثبت گرایی را برای مدتی طولانی تمرین می­ کردم. یک تصادف ناگهانی، آگاهی از این روش را به سوی من باز کرد. این اتفاق مانند نوری بر شهود من بود و سپس من شروع به گسترش آگاهی خود کردم. بعدها هم با تمرین و تجربه و چندجلسه حضور در جلسات درمان عملی توسط اساتید این حوزه در کشورهای آمریکای لاتین توان انجام این کار را در خود قدرتمندتر دیدم. اما دوستانم من تا زمانی که خودم به یک بیماری خیلی خیلی سخت دچار نشده بودم. تا زمانی که درد را در حد مرگ حس و لمس نکرده بودم، جزییات چگونگی استفاده از این روش را بطور عملی نمی دانستم.

چرا هنوز از دوره نخبگان قانون جذب برای تحقق آرزوهایتان استفاده نمی‌کنید ؟

 کلیک کنید تا عضوی از نخبگان قانون جذب باشید !‍ 

  مشاوره خرید محصول: ۲۶۷۲۱۸۴۱-۰۲۱

دقیقا مثل آدمی بودم که می دانستم شهرستان زیبای آستارا در استان گیلان و در شمال کشور است. با مطالعه بیشتر متوجه شدم که بندر بوده و طبیعت بسیار زیبایی نیز دارد. اما تنها و تنها زمانی این شناخت کامل می شود که مسیر را تا شهرستان مرزی آستارا خودتان رانندگی کنید. بعد دقیقا شهر و طبیعت آن را با حضور در محل و شخصا تجربه کنید. شما تنها زمانی که طبیعت جاده زیبای گردنه حیران را ببینید به شناخت صحیح می رسید.

باور دارم که این راهی بود تا کائنات این قدرت را به من بدهند.من بطور ناگهانی بیمار شدم. قبل از این دوره تمام ذهن و زندگی من شده بود بحث تغذیه و توجه به تغذیه. من ایمان آورده بودم که تغذیه بهترین روش جذب سلامتی به زندگیست. باور داشتم که تنها روش درمان بیماریها هم مراجعه به بهترین پزشک متخصص است.

هرگز قبول نداشتم که عامل ذهن و مغز بتواند در ارتباط بیمار و دارو مداخله موثر داشته باشد. اما این اتفاق عجیب تمام باورهای من را در مسیر درستی قرار داد.

ذهن یا جسم؟ کدام یک اول بیماری را تجربه می کند؟

  • من ایمان آوردم که ما اول در ذهن بیمار می شویم و بعد جسم ما بیمار می شود.
  • من ایمان آوردم که در کنار درمان کلاسیک داروهای شیمیایی و حتی گیاهی و درمانهای مکمل، میتوان قدرت نامحدود ذهن را بکار گرفت.
  • من ایمان آوردم که بیماری یک شرایط بیرونی و گذراست و اگر در کسی مدت بیشتری ماندگار شد، تنها بخاطر تمایل خود فرد است.
  • من ایمان آوردم که خداوند بیماری را برای ما نمی خواهد و دقیقا دعا و نظر و نیاز شفای هر انسانی از جانب خداوند رحمان پذیرفته می شود.
  • من ایمان آوردم که اگر کسی بر بیماری تمرکز کند حتما بیمارتر و اگر بر سلامتی تمرکز کند، حتما سالمتر خواهد بود.
  • من ایمان دارم همه بیماریها با یک فکر قدرتمند منفی و انتظار هم سو با بیماری آغاز می شوند.

من ایمان دارم تو نیز میتوانی مثل من شفایت را از کاینات بگیری.

داستان واقعی بیماری و شفای من: (همه این داستان واقعی و مستند است.)

 

سال ها پیش، ساعت 8 شب، بطور ناگهانی با درد شکمی به “بیمارستان خاتم الانبیا” قسمت اورژانس مراجعه کردم. از عصر آن روز درد شروع شده بود. بلافاصله بستری شدم و فردا صبح جراحی شدم. این شروع داستانی شد که بعد از آن چهار پزشک و سه بیمارستان را عوض کردم. بیماری فیستولا. عفونت مزمن روده و جراحی پشت جراحی. خیلی درد داشتم. باید همیشه درازکش و یکطرفه می خوابیدم. در جراحی دوم، کابل سیمی در بدنم قرار داده بودند و وزنه ای به آن وصل بود که باید از درون در اثر سنگینی وزنه بخشی از “اسفانکر” را می برید و از بالای همان قسمت ترمیم می شد…

وحشتناک بود. خیلی وحشتناکتر از چیزی که فکرش را بکنید. دکتر اولم میگفت خودت هم باید این سیم را بکشی تا زودتر این اتفاق بیافتد. واقعا درد را در تمام ابعاد وجودم حس می کردم.

پس از دو ماه دکتر جوابم کرد و گفت سر در نمیاورد که چرا اینطوری شده. در طب کلاسیک این روش باید در دو هفته جواب می داد. پیش دکتر دیگری در بیمارستانی تجریش رفتم. او دانشجویان را آورد سر من و گفت این عارضه بسیار نادر است و از این فرصت استفاده کنید. برای دانشجویان توضیح می داد که اگر در بیمارستانی بودید و شنیدید یکی داره وحشتناک فریاد میزنه، بدونید که مثل این آقا داره سیمِ داخل بدنش رو میکشه…… همین الان که دارم این مطلب را برایتان می نویسم یادآوری آن ایام برایم خیلی سخت است. واقعا سخت بود و خیلی درد داشت. مثل اینکه کسی با دست خودش روزی چند بار با چاقویی روده های داخل شکمش را برش بزند. حتی تصورش هم سخت است و دردناک!!!

متخصص تغذیه در بستر بیماری مهلک و کشنده!!

 

دکتر جراح من جراح خیلی معروفی بودند اما ما بیشتر شده بودیم مورد خاص! هر روز عده ای می آمدند و بحث و گفتگو می کردند. من که قبل از آن کتاب تغذیه را چاپ کرده بودم و در سه باشگاه ورزش می کردم اصلا انتظار این اتفاق را نداشتم. 30 کلیو وزنم کم شد و آنقدر آنتی بیوتیک تزریق شده بود که احساس ضعف شدید می کردم. از این بیمارستان هم با تقاضا و رضایت و حتی تعهد خودم فرار کردم.

در خانه بودم و همچنان قوانین جذب را بکار می گرفتم. همه این درسها رو به بهترین شکل ممکن برای خودم استفاده می کردم. اما از شفا چیزی نمی دانستم. تمام وقتم شده بود خواندن در مورد بیماری خودم.

چند پزشک دیگر را هم ملاقات کردم. دیگر با آنها وارد بحث علمی می شدم و از آنها می خواستم قبل از عمل جراحی برایم توضیح بدهند چه کاری  میخواهند بکنند. کاملا می فهمیدم که دقیقا نمی دانند چکار باید کرد. با “بیمارستان مایای آمریکا” آشنا شدم. ایمیل فرستادم. و مورد خودم را گفتم. اطلاعاتم خیلی خیلی زیاد شده بود. واقعا کمکم کردند و به من امید دادند. حالا دیگه دنبال دکتر خوب می گشتم. قانون جذب را برای جذب فردی خاص بکار گرفتم.

مثل همیشه قانون جذب درمورد جذب دکتر هم  خوب جواب داد!

پیشنهاد ویژه ما برای شما: دو پکیج در یک پکیج (هیپنوتیزم جذب فرد خاص+ پکیج قانون جذب عشق)

یک روز یک راننده آژانس که مرا به مطب دکتری که خیلی هم به سختی از او وقت گرفته بودم می برد ، معجزه آسا به من گفت که او از کسی شنیده بود که مورد مشابهی داشته و از شهرستان آمده پیش دکتری به نام دکتر وفایی……. نوری از امید و حس خوب در وجودم جوشش گرفت. به کمک ایشان شماره مطب را گرفتم. علیرغم نظر منشی به آنجا رفتم. من تا آن روز 4 بار جراحی شده بودم و هنوز زخمم باز بود و وقتی منشی حال من را دید به دکتر گفت و آخر وقت خونریزی من باعث شد که دکتر مرا بپذیرد و ببیند.

چگونه-شفا-پیدا-کنم

وارد مطب شدم همه ی بیماری و درد و خونریزی را فراموش کردم. دکتر همانی بود که در تصویر سازی عمیق همراه خود هیپنوتیزم خواسته بودم. معجزه بود. قدی بلند و لاغر. سن حدودا 67 و خوش برخورد. دکتر دیگری هم در آنجا بود. با هم زخم را دیدند و پرونده مرا بررسی کردند و به انگلیسی با هم گفتگو کردند. من هم به انگلیسی وارد بحث آنها شدم و کل آموخته هایم را به رخ کشیدم. خیلی تعجب کردند و پرسیدند پزشکی خوانده ام. من گفتم مهندس مکانیک هستم. خندیدند و ما در مورد بیماری راحت با هم صحبت کردیم. شیرین ترین صحبتی بود که بعد از مدت ها می شنیدم.

پروفسور وفایی گفت تحمل کمی درد را داری. من خندیدم و گفتم که من عاشق دردم. توضیح دادم که روش برش با سیم را گذرانده ام. ایشان هم خندیدند و گفتند در پرونده ات دیدم و تعجب کردم که اینجایی و زنده ای!

شروع اتفاقات خوب …

خلاصه هفته بعد من در بیمارستان بهمن شهرک غرب اولین عمل را انجام دادم. نتیجه منفی بود. هفته بعد و هفته ها و روزهای بعد و گاهی در مطب و گاهی در کلینیک و در بیمارستانی دیگر …. جمعا 21 بار جراحی شدم. اکنون که در حال نوشتن برای شما هستم، طعم تلخ درد را در درون بدنم می توانم حس کنم. خیلی درد کشیدم. خیلی زیاد. همه اطرافیان دلسوزی و ترحم می کردند و این بیشتر از هر چیزی آزارم می داد و نگاه نگران دخترکم خیلی بیشتر … فقط یک جمله در مورد درد بگویم

گاهی که می دانستم زمان درد است، در دوره ای که باید سیم را می کشیدم. همسر و فرزندم را به بهانه ای از خانه بیرون می کردم. به حمام می رفتم. آب وان و دوش را باز می کردم تا صدایم زیاد بیرون نرود و فریاد می کشیدم. ضجه می زدم. در خودم می لولیدم و سیم را می‌کشیدم. همه وجودم و تمام سلولهایم درد را تا سر حد مرگ حس می کردند. هیچ مسکنی جواب نمی داد. در آن دوران، واقعا تا مرز مرگ، درد را تحمل کردم…. واقعا نمی توانم این توضیحات را بیشتر ادامه بدهم .

از صبح تا شب در حال مطالعه بودم و ناگهان ایده بازنگری کتاب موفقیت به ذهنم رسید. اما نتوانستم این کار را بکنم. چون گفتگوی درونی در من شکل گرفته بود:  تو که آدم موفقی نیستی. تو در مقابل یک بیماری زمین خوردی. تو که بعد از کتاب تغذیه و مشاوره و کمک به صدها نفر حالا دقیقا مشکل حاد سیستم گوارشی داری؟؟؟!!!

تا اینکه چند روز بعد معجزه دیگری در زندگیم رخ داد. یکی از خانمهای فامیل قصد داشت دوستش را که انرژی درمانی می کرد برای درمان من بیاورد. او گفت که وی دستان شفابخشی دارد…….. ناگهان این عبارت مرا یاد کتابی که سالها پیش در فرودگاه خریده بودم انداخت. همان لحظه با حال بدم رفتم و گشتم و کتاب را پیدا کردم.

کتاب دستان شفابخش خوزه سیلوا قصه تلخ مرا شیرین کرد:

کتاب را خواندم. دوباره و شاید صدباره. خلاصه برداری کردم. بیشتر راجع به آن خواندم. در سایتهای مرتبط خارجی دنبال سر نخ گشتم و دیدم که چقدر مردم جهان از این روش شفا گرفته اند؛ در حالی که ایران به کل از این تکنیک بی اطلاع بود. این شکار عالی بود که دقیقا آن شب تا صبح مانع خواب من شد. خواندم. خواندم. باز هم خواندم و خیلی خواندم و دو تصمیم مهم گرفتم: اول کتاب رازها و نیازهای موفقیت ایرانی را ویرایش کنم و بعد تکنیک شفا را بکار بگیرم.

آن شب نور امیدی از کاینات بر دلم نشست که حتما من شفا پیداخواهم کرد. اصلا خودم را خوب و سرحال می دیدم. ساعت 4 صبح بود که بلند شدم و برای خانواده نیمرو درست کردم و بیدارشان کردم. البته رفتارهای غیرعادی زیادی از من دیده بودند ولی این بار حال خوب مرا متوجه شدند. دخترم آنقدر خوشحال شده بود که حالم خوب شده و  دارم آشپزی می کنم. خواندن داستان شفای افراد مختلف در سرتاسر جهان به راستی حال مرا دگرگون کرد.

من کار درمان را شروع کردم.

 

آموخته های جدید را تکمیل کردم. شاید ده کتاب دیگر خواندم. تمام سه روز بعد را دنبال خرید کتاب بودم. جراحی ها ادامه داشت و من می خواندم و می نوشتم. زمان می گذشت و من سیستم شفای درون را با مطالعات و تحقیقات شبانه روزی طراحی و اجرایی کردم. اولین بیمار خودم بودم. با اشتیاق و عشق و عطش شروع کردم. یادمه اولین هیپنوتیزم خودم 3 ساعت طول کشید و با تکنیکهای شرطی سازی نگذاشتم خوابم ببرد. وقتی بیدار شدم خانواده بالای سرم بودند و نگران حال من. تمام بدنم خیس عرق بود. اما همه می گفتند که می توانستند  لبخند و شادی را در چهره ام ببینند.

عزیزانی که اکنون حال آن روزهای مرا دارید، من دقیقا 6 ماه این کار را کردم.همراه با دکترم و در حالی که جراحی ها ادامه می یافت و هر بار می دیدم که “دکتر وفایی” راضی تر از قبل از اطاق عمل خارج میشود.

درمان بیماری با خودهیپنوتیزم

دقیقا روزی را می دیدم که در کمال سلامت هستم و در کنار ساحل دارم اسب سواری می کنم. خودم و خانواده ام را شاد و راضی و خوشحال می دیدم. این خوابی بود که برای خودم قبل از آخرین جراحی بعد از یکسال دیده بودم.

من از خود هیپنوتیزم برای کاهش درد استفاده می کردم و خوابم برده بود. همیشه 45 دقیقا قبل از جراحی به من وقت می دادند تا ذهنم رو آماده کنم و از مواد بیهوشی کمتری هم استفاده می کردند.

من در این مدت به قدرتی از هیپنوتیزم رسیده بودم که ارتباطم را با محیط بیرون قطع می کردم و واقعا به درون خودم و محل بیماری سفر می کردم. دوستان سایت راز موفقیت! من واقعا و دقیقا مثل فایل صوتی که می توانید در فایل خود هیپنوتیزم درمان بیماری گوش کنید از بیرون به درون بدن خودم می رفتم و با کمک گلبولهای سفید به جنگ سلولهای سیاه پوش دشمن میکروبی میرفتم. من دقیقا بعد از هر وعده خود هیپنوتیزم مثل یک جنگاور پیروز از جنگ عرق کرده و خسته می شدم. من به یاری خدا می توانم جنگاور درون تو را نیز به مبارزی قدرتمند تبدیل کنم، البته اگر خودت چنین اراده ای داشته باشی. دقیقا می دانستم آخرین جراحی من خواهد بود. این را به دکتر و همه تیم جراحی هم گفتم. البته هر بار می گفتم. اما این بار خاص بود. از همه آنها قبل از عمل تشکر کردم و حتی خانم پرستار احساساتی شد. و خودم را بعد از حدود دو سال از اولین روز دردم برای بار بیست و یکم به تیغ جراحی سپردم.

من واقعا شفا یافتم. از بیمارستان که ترخیص می شدم. باز با همه خداحافظی کردم. نگاه افراد را می دیدم که می گفتند هفته بعد هم دوباره اینجا هستی. اما من نیز در درونم می خندیدم و در دلم می گفتم هرگز.

من به لطف خداوند و با استفاده از قانون جذب و هیپنوتیزم بعداز 21 بار جراحی دردناک شفا یافتم…

من معجزه زندگیم را خلق کردم.

هفته بعد درد نداشتم. به دکتر زنگ زدم. خبر خوبی بود. علایم نبود. فقط زخم باز داشتم چون دکتر گفته بود نباید بگذاری زخمت جوش بخورد. دو هفته گذشت. یک ماه و هیچ علایمی نبود. زخم را بستند. همه چیز خوب بود. همه چیز عالی بود. همه چیز خیلی خوب بود. من برای تجدید قوا هم از قانون جذب استفاده کردم. خیلی زود همان آدم شاد و خوشحال و با انرژی و سالم قبل شدم.

کتاب موفقیت هم همان ایام چاپ و روانه بازار شد.  از آن دوره تاکنون که سال ها می گذرد، هرگز برای هیچ مورد جدی دیگری به دکتر مراجعه نکردم. خدای رحمان را برای این همه لطف و مهربانی سپاسگزارم. امیدوارم این مقاله بتواند پیام رسان امید و اشتیاق جذب سلامتی و شفا برای همه بیماران در دور افتاده ترین نقاط ایران عزیزم و حتی سرتاسر جهان باشد. امیدوارم  هیچ کس هیچوقت در هیچ جای دنیا درد نداشته باشد. امیدوارم هیچ کودکی دچار بیماریهای سخت و دردناک نشوند.

کلیات روش شفا در من چه بود؟

 

در آن لحظات درد شدید، روزی با عشق و نیاز از کائنات خواستم راهی به من نشان بدهد تا حداقل بتوانم شب ها را راحت بخوابم.

از جایی پیامی به ذهنم آمد که مدیتیشن و خود هیپنوتیزم را عمیقتر انجام بده. مدتها این کار را می کردم.با جرقه خواندن کتاب دستان شفا بخش و مطالعات بعدی یک روز در حال مدیتیشن، این ایده به نظرم رسید که نور سفید الهی را به جسمم دعوت کنم تا عضو بیمار آن را شفا دهد.

زمانی که با استفاده از راهنمایی شهودم این کار را شروع کردم، رهایی از درد را تجربه کردم. یک روز کامل آن درد از بین رفته بود و احساس می کردم کاملا خوب شده بودم. من بعدها این روش را گسترش دادم. هر بار یک کار می کردم و چون روی خودم بود نتایج را بلافاصله می دیدم و یادداشت می کردم. از کائنات برای باز کردن در آگاهی در مورد قدرت شفای خود بسیار متشکرم. بعدها من این تجربه را با چند دوستم در میان گذاشتم، بسیاری از آن‌ها این کار را امتحان کردند و دردهای سخت خود را شفا دادند. از همین فرآیند می­توان نه فقط برای شفای خود بلکه برای شفای دیگران نیز استفاده کرد.

درمان-بیماری-با-قدرت-ذهن

اگر افراد دیگری در خانواده و دوستان شما هستند که می ­توانند این موضوع را درک کنند، می ­توانید از آنها هم بخواهید که این انرژی را ارسال کنند. اگر گروهی باشد که خیلی بهتر خواهد بود. شفای جمعی همیشه قدرتمندتر و موثرتر است.

9 قدم معجزه آفرین را در درس درمان بیماری با قانون جذب و شفای مریض دنبال کنید و ببینید و باور کنید که معجزه رخ داده است.

اگر خودتان، خانواده یا دوستانتان در وضعیت بحرانی سلامتی قرار گرفتید، آن وقت این قدرت شفای بی نهایت برای آنها نعمت خواهد بود. در پایان این مقاله برای همه عزیزان یک آرزو دارم. اینکه خود و قدرت درون خود را باورکنید و بکار بگیرید. خداوند شما را کامل آفریده است. خداوند کاینات را در خدمت شما قرار داده تا بتوانید در سلامتی کامل از لحظه به لحظه زندگیتان در کنار خدمت به خلق خدا لذت ببرید و شکرگزار این همه لطف و مهربانی و زیبایی باشید.

توصیه مهم: اگر دوستان و یا اقوامی دارید که سالهاست از بیماری خاصی رنج می برند. شاید با آگاهی که اکنون شما از یک راه درمان موثر دارید، بتوانید مرهمی بر دردهایشان باشید.

درمان-بیماری-با-قدرت-ذهن

مسولیت سنگینی بر دوش شماست که فرد را از وجود این امکان در این سایت مطلع کنید. شاید بهترین لطف و کاری که می توانید در حق او انجام دهید این باشد که محصول درمان بیماری و شفا با قانون جذب و هیپنوتیزم را برای او سفارش دهید . شما میتواند نوید بخش سلامتی و امید به یک انسان دیگر باشید.

لطفا نظرات ارزشمند خودتان را در زیر این بخش با دیگران به اشتراک بگذارید. این پست را با دیگران در فیس بوک، توییتر و تلگرام و … به اشتراک بگذارید، بیایید کمک کنیم تا دوستان بیشتری “سلامتی و شادی” را در زندگی خود خلق کنند. یادتان باشد هر قدر فراوانی بیشتری برای دیگران خلق کنیم، خودمان انعکاس بیشتر دریافت می ­کنیم.

4 نظرات
  1. نظرات کاربران

    درود بر شما دوست عزیز

    از خوندن پیام شما و همه دوستان عزیزی ک پیام های مشابه پیام شما رو بصورت متن و فایل صوتی و تصویری میفرستن، بینهایت خوشحال میشم و خدارو شکر میکنم که تونستم نور امید رو در دل تعداد زیادی از مردم عزیز کشورم روشن کنم و تا زمانی ک توان داشته باشم، همچنان تلاش میکنم تا افراد بیشتری رو با قدرت وجود خودشون آشنا کنم و با خودشون آشتی بدم.
    همه مردم ایران عزیزمون شایستگی داشتن بهترین زندگی همراه با آرامش و سلامتی رو دارن و تک تک ما مسئول هستیم تا این باور رو در اونها ایجاد و تقویت کنیم.

    براتون آرزوی سلامتی روز افزون و موفقیت دارم

  2. فرزانه نظرات کاربران

    استاد عزیز سلام
    من دانشجوی نخبگان هستم .قبل از اینکه این مقاله در سایت را مطالعه کنم برای درمان مشکل جسمانی که داشتم از قانون جذب و اموخته های شما استفاده کردم و بهبود نسبی در بیماریی که 4 سال بود درگیرش بودم و راه حل مناسبی برش پیدا نشده بود استفاده میکردم. در همان زمان به صورت اتفاقی با یک مرکز درمانی اشنا شدم که البته فکر میکنم اون مرکز و اون پزشک را جذب کردم و ایشان بیماری من را تشخیص دادند و همزمان با اجرای دستورات ایشان از تمرکز هم استفاده میکردم و خدارا شکر که در مان شدم . در همین زمانها بود که در نتیجه ازمایش پزشکیم ی بیماری خاص که اصلا نمیخوام در موردش صحبت کنم مشخص شد . حال خیلی بدی داشتم ولی تونستم خودمو اروم کنم و فکر کنم . پزشکم گفت برای درمان کمی دیر شده وتنها کاری که میشه کرد این هست که درمان را شروع کنی و به خدا توکل کنی. ولی من نمیخواستم که تسلیم بشم . من با فایل های دوره شما و خودهیپنوتیزم شفا شروع کردم و دارویی هم استفاده نکردم .فقط تصمیم گرفته بودم که بجنگم .بعد از مدتی به صورت باور نکردنی سلامتی خودمو به دست اوردم . در جواب ازمایش جدیدم که با دقت زیادی بررسی شده بود اثری از بیماری دیده نمیشد و فقط ی ضعف کوچیک دیده شد که با ی داروی ساده حل میشد. حتی پزشکم هم از این موضوع شوکه بودندو گفتند حتما معجزه رخ داده . خداروشکر که در زمان مناسبی با سایت شما اشنا شدم و اگر این اتفاق نمی افتاد نمیدونم الان چه سرنوشتی داشتم. با تمام وجودم و هر لحظه از خداوند به خاطر سلامتیم سپاسگزارم و از صمیم قلبم از شما ممنونم .

  3. جواد روشن دل نظرات کاربران

    با سلام خدمت دوستان گرامی
    قبل از بیان هر نکته احتمال بسیار زیادی می دهم حضورم در این سایت خیلی هم اتفاقی نباشد . برای همین احساس میکنم قانون جذب در مورد من شروع به کار کرده .
    در نتیجه برای گام دوم درمان بیماری با قانون جذب و هیپنوتیزم رو میخواهم با شوق و احساس سلامت و این حس که من هم میتوانم شروع کنم . امیدوارم که مرا در این راه یاری رسان باشید. بسیار سپاسگزارم

  4. ناصر نظرات کاربران

    سلام استاد جولایی عزیز. بنده از آموزش شفای مریض خودم و همسرم دو روزه استفاده میکنیم من برای درد زانو و همسرم برای سرطان سینه همین دو نوبت روی من تاثیر مثبت داشته البته همسرم هم احساس نشاط و شادمانی میکنه ممنون از حسن توجه شما به آحاد مردم .

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

پیام شما پس از بررسی منتشر می شود

پشتیبانی سایت توسط : پشتیبان وردپرس