Login

Register

Login

Register

موفقیت چیست ؟ سال 99 را به عنوان فردی موفق شروع خواهید کرد!

11 110

زمان لازم برای مطالعه این مقاله ارزشمند 9 دقیقه است.

موفقیت چیست ؟

خوشحالم فرصت دیگری پیش آمده تا با موضوع تخصص خودم یعنی راز موفقیت در خدمت شما باشم.

چگونه موفقیت را در زندگی تعریف کنیم؟

تنها شخصی که می تواند به سؤال فوق پاسخ دهد شما هستید. ما نه قادر هستیم و نه حاضر به تعریف نهایی موفقیت هستیم ، زیرا این امکان پذیر نیست. همه افراد در مورد سعادتمند بودن در زندگی متفاوت فکر می کنند و موفقیت را به روش های مختلفی تعریف می کنند ، بنابراین نمی توان تعریفی را برای همه مناسب داشت. فرهنگ لغت موفقیت را اینگونه توصیف می کند: “دستیابی به ثروت ، رفاه و یا شهرت”.
یا در جایی دیگر اینگونه موفقیت توصیف شده است: موفقیت (برعکس شکست) وضعیت دستیابی و تحقق یک هدف است. موفق بودن به معنای دستیابی به چشم اندازهای مطلوب و اهداف برنامه ریزی شده است. علاوه بر این ، موفقیت می تواند یک موقعیت اجتماعی خاص باشد که شخصیتی مرفه را توصیف می کند که می تواند به نتیجه مطلوب خود نیز شهرت پیدا کند.
شاید بتوان گفت موفقیت آرامش خاطر است . نتیجه مستقیمی دارد به رضایت از خود مبنی بر اینکه تمام تلاش تان را برای تبدیل شدن به بهترین نسخه از خود انجام میدهید.
پس میتوان اینگونه گفت که موفقیت یک نگرش است. موفقیت نیاز به حداکثر تلاش شما دارد. به رضایت شما از خودتان برمیگردد نه دیگران . اگر موفقیت شما به تایید دیگران نیاز دارد؛ متاسفانه باید بگوییم زندگی بسیار ناامیدکننده ای را تجربه خواهید کرد.
اینکه شما دقیقاً بدانید چگونه موفقیت در زندگی را تعریف کنید، بسیار مهم است! اینکه بدانید از نظر شما دستیابی و موفقیت در زندگی شما به چه معنی است. برخی ممکن است موفقیت را داشتن اتومبیل های مجلل و یک عمارت بزرگ تعریف کنند ، در حالی که برخی دیگر زندگی پر از شادی و خوشبختی با خانواده خود را معنای واقعی موفقیت می دانند. هنگامی که فهمیدید که چه شخصی برای شما مهم است ، می توانید روی چشم اندازها و اهداف خود تمرکز کنید.

الفبای تئوری موفقیت ( ضمیرناخودآگاه، ضمیرآگاه، ذهن، مغز)

امیدوارم مطالب و ایده‌هایی که در این مقاله مطرح می‌شود همانطور که توانسته به من و هزاران نفر دیگر کمک کند، برای شما نیز در مسیر موفقیت های بزرگ و کوچک موثر و مفید باشد. اما بحث پیرامون توضیح و تشریح واژه هایی است که این روزها بسیار می‌شنویم:

مغز، ذهن، ضمیر آگاه و ضمیر ناخودآگاه :

در این مقاله ارتباط کاری چهار مقوله مغز ، ذهن ، ضمیر آگاه و ضمیر ناخودآگاه را با هم و در نهایت کاربری آنها در جهت ” موفقیت ” را بصورت کاملا تخصصی ولی با زبانی بسیار ساده توضیح خواهم داد. عبارات کلیدی و پرکاربردی مثل “ضمیر ناخودآگاه” و “ضمیر آگاه” از آن دسته عبارات هستند که ما ترکیب این واژه‌ها را بسیار می شنویم و بسیار هم آشنا بنظر می رسند ولی در توضیح، چیز زیادی برای گفتن نداریم و یا توضیح جامع و کاملی در ذهن ما ثبت نشده است. این واژه‌ها الفبای تئوریک موفقیت محسوب شده و اگر طرح کلی از چیستی؟ – از کجا آوردی؟ – مفهوم فلسفی – و در نهایت کارکرد روانشناختی آنها در ذهن نداشته باشیم، ذهن ما در کلاس موفقیت نمی‌تواند درست بخواند و یا درست بنویسد، در نتیجه هرچند شبانه روز مشغول به تحصیل باشد، نمرات رضایت بخشی نخواهد گرفت. سعی ما آن است تا به روش آموزشی خاص آنها را یک بار برای همیشه در ذهن شما ثبت کنیم.

این فایل به درخواست دوستانی که در دوره قبلی من شرکت کرده بودند تهیه شده است. زمانی که در طول دوره به این واژه‌ها می‌رسیدیم و من از آنها پرسش می‌کردم، متوجه می شدم توضیحات عجیب نامفهوم و جسته گریخته‌ای از اینجا و آنجا برای واژه‌های ضمیر ناخودآگاه، ضمیر آگاه، ذهن و مغز در ذهن دارند. از آنجایی که پایه و اساس شکل‌گیری طرح کلی موفقیت فردی در هر زمینه‌ای، (چه کسب ثروت، چه موفقیت معنوی و چه در زمینه سلامتی مادی و حتی داشتن قدرت ارتباطات قوی) همگی تنها به چگونگی بسیج قوای ذهنی پتانسیل مغز بستگی مستقیم دارد. لذا برای آگاهی از مفاهیم پایه جهت ورود به بحث‌های روانشناختی و موفقیت، لازم دیدم این واژه‌ها را که گاه به اشتباه بجای هم (حتی در منابع معتبر داخلی) مورد استفاده قرار می‌گیرند را خدمت دوستان تعریف و تشریح کنم. اگر این واژه‌ها درست و در جای خود در سیستم فکری شما جای بگیرد، استفاده و کاربرد این مفاهیم انتقال پیام‌های آموزشی را دقیقتر و ساده‌تر خواهد کرد. زبان گفتگوی ذهنی ما در گرو استفاده از ابزاری است که اگر شناخت کافی از چیستی و کارکرد آن نداشته باشیم، پیامهای ارسالی و دریافتی از بیرون از ذهن، در درون خود ذهن و مابین ضمیر خودآگاه و ناخودآگاه به درستی رد و بدل نشده و در نتیجه مثل آنکه از وسیله‌ای که همیشه لازم داریم و استفاده هم می کنیم، به درستی استفاده نکنیم، نتایج معمولی، تصادفی و عادی را در پی خواهد داشت.

ضمیر-ناخود-آگاه، موفقیت، ضمیر-آگاه

توضیحات با مثال “کاپیتان و کشتی” در انتهای این مقاله، برای شما دوست عزیز ملموس‌تر و روشن‌تر خواهد شد. لطفا این بحث را دنبال کنید تا یک بار برای همیشه این مفاهیم در نظام فکری شما درست نقش بگیرد. لطفا با ما باشید…

  • مغز (brain) :

در واقع عضوی از بدن است که در داخل پوسته استخوانی جمجمه قرار دارد. بدن انسان از حدود سیصد میلیارد سلول تشکیل شده که از آن مغز با حدود 100 میلیارد “سلول خبری” بیشترین ترکیب سلولی را به خود اختصاص داده است. این سلولها با سایر سلولهای بدن متفاوت بوده و کارشان خبررسانی و خبر گرفتن است که در نتیجه کار مغز کار خبر است. سلولهای خبری مغز بصورت سیم پیچی های خاصی به هم وصل هستند. حال وقتی کامپیوتر بدن شما کار می کند بیش از سه تریلیون ارتباط بین سلولی برقرار می شود تا ماشین مغز درست کارکرده و شما قادر به انجام کارهای روزانه باشید. بطور ساده بخشهای مختلف مغز کارهای مختلفی انجام می دهند که تاکنون حدود 40 قسمت مختلف با کارکردهای متفاوت در آن مشخص شده است. در طول شبانه روز، با توجه به فعالیتهای که انجام می دهیم میزان و نوع واکنش قسمت‌های مختلف چهل‌گانه مغز متفاوت خواهد بود.

  • ذهن (mind) :

ما چیزی به اسم ذهن و ضمیر در بدن خود نداریم. پس ذهن وجود خارجی ندارد و مثل مغز یک عضو فیزیکی نیست و در واقع هر گاه در مورد مجموعه کارکردهای مغز صحبت می کنیم از واژه ذهن و ضمیر استفاده می کنیم.

  • ضمیر خود آگاه (conscious mind) و ضمیر ناخودآگاه (subconscious mind) :

ذهن بر اساس یک تعریف تئوریک که فروید آن را مطرح کرد دو بخش دارد. ضمیر خودآگاه و ناخودآگاه.

  • ضمیر خودآگاه :

وظیفه اصلی این بخش “تعقل و تفکر” است.

ضمیر خودآگاه قدرت پردازش بسیار بالایی ندارد و در هر لحظه توان پردازش تنها 5-9 تکه اطلاعات را داراست. این بخش از کامپیوتر مغز برای مقایسه اطلاعات و انتخاب بهترین، خیلی خوب عمل می کند. لذا سیستم تصمیم گیری و انتخاب شما در دستان این ضمیر است. کلیه تصمیماتی که به آینده شما مرتبط می شود، در این بخش تحلیل و پردازش شده و برای اتخاذ اقدامات مقتضی به واحد رفتار پردازی ارجاع داده می شود.

  1. ضمیر خودآگاه حافظه بسیار کوتاه مدتی دارد و در نتیجه در تحلیل افکار و ایده ها تنها به فلسفه بافی و تحلیل منطقی و آنی اکتفا می کند.
  2. در لحظه فکر و اقدام می کند.
  3. نگران گذشته و آینده است چون هیچ اطلاعاتی در رابطه با آنها ندارد.
  4. عقل به او می گوید برای آینده باید کاری کرد ولی منطق به او می گوید از آینده اطلاع چندانی ندارد. ایده های خوب را دوست دارد و همیشه دوست دارد زندگی رویایی و موفقیتهای بزرگی را جذب کند، اما در عین حال نگران است. دریچه دید او همیشه اکنون را می بیند و در عین حال چون از گذشته چیزی بیاد ندارد، در نتیجه در دام گذشته گرفتار نیست. همه چیز را می‌خواهد ولی ترجیح می دهد کمتر ریسک کند چون نمیداند توانش چقدر است. رویاهایش مربوط به تحلیلهای منطقی است، شرایط خاص و فرصت‌های طلایی را باور ندارد، لذا هرگز حاضر به ریسک نیست.
  5. تجسم (تجسم یعنی زنده کردن تصویر مربوط به گذشته.) بلد نیست اما اگر بخواهد توان بالایی در تصویرسازی خلاقانه برای ساخت آینده‌ای درخشان دارد. او خیال پرداز خوبی است و براحتی قادر است تصور (زنده کردن تصویری که اکنون وجود ندارد و در آینده قرار است رخ دهد.) کند؛ اما اگر بکند.
  6. ضمیر خودآگاه از خود باور نیست و حال را مساوی گذشته نمیداند و فرض را دارد که گذشته و آینده در حال رخ میدهد.

پس ضمیر خودآگاه همه چیز را مساوی اکنون و اکنون را مساوی همه چیز می داند.

  • ضمیر ناخودآگاه :

وظیفه حفظ و نگه داری و پردازش تمام خاطرات شما از بدو تولد تا پایان عمر را بر عهده دارد. قدرت پردازش این کامپیوتر بطور باور نکردنی بالاست. این بخش از ذهن در واقع هارد مغز شماست و به مسایل مربوط به تجربیات، آموخته‌ها، تمام اتفاقات و خاطرات شما از گذشته‌های دور تا کنون میپردازد.

  1. در مورد ضمیر ناخودآگاه باید بدانید که در مقایسه با ضمیر خودآگاه همیشه نیم ثانیه جلوتر پردازش میکند.
  2. ضمیر ناخودآگاه خودش تحلیل منطقی نمیکند و همه چیز را بلافاصله با تصاویری که از گذشته دارد مقایسه کرده و چون تمام لحظه به لحظه گذشته تو را با خود دارد، بی درنگ اطلاعات جدید را با بانک اطلاعاتی خود مقایسه کرده و در یک کلام پاسخ مثبت یا منفی خود را اعلام میکند.
  3. ضمیر ناخودآگاه کمتر احساسی است و بر اساس خواسته واقعی و درونی خود چیزی را میخواهد و همیشه در حد و حدود چیزهایی که تابحال داشته درخواست میکند. همیشه همه چیز را با گذشته و در حد گذشته می پندارد. بسیار سخت است تا افق‌های بسیار دورِ ایده‌ای کاملا متفاوت از گذشته را برای او ترسیم کرد. می داند. می بیند. بیشتر می داند ولی زیاد باور نمی کند. اگر در گذشته تصویر مشابه نداشته باشد، تقریبا باور نمیکند. خیلی خوشگذرانی و لذت در اکنون را دوست دارد. همیشه فکر می کند اگر اکنون را لذت نبرد چه بسا مثل گذشته درد گریبانش را بگیرد. همیشه نگران آینده است چون آینده را مساوی گذشته می داند و عموما از تفکر آینده نگری گریزان است.
  4. تجسم (تصویر گذشته) را خیلی خوب بلد است و با تصور (تصویر آینده) کردن بیگانه است.

پس ضمیر ناخوداگاه همه چیز را مساوی گذشته و گذشته را مساوی همه چیز میداند.

ضمیر-ناخود-آگاه، موفقیت، ضمیر-آگاه

ارتباط ضمیر خوداگاه و ضمیر ناخوداگاه

در اینجا قصد دارم توجه شما را به یک مثال جلب کنم تا ارتباط و کارکرد این سیستم برای شما کاملا ملموس شود. این مثال در کتاب‌های روانشناسی موفقیت بارها و بارها به شکل‌های مختلف و با یک ماهیت مورد استفاده قرار گرفته است. تصور کنید که ما یک “کشتی” داریم. این کشتی نماد “ذهن” شما است. هر کشتی یک “کاپیتان” دارد که نماد “ضمیر خودآگاه” است. کشتی تعدادی هم “خدمه” دارد که نماد “ضمیر ناخودآگاه” را بر عهده دارند. حال ببینیم در این کشتی چه اتفاقاتی رخ میدهد. کشتی مدتی است که در بندر زیبایی کنار اسکله متوقف است. یک فکر وارد ذهن میشود. یعنی نامه‌ای به کشتی میرسد که حاوی دستورالعمل خاصی است. کاپیتان بسیار خوشحال میشود و پاکت را که میداند حاوی پیام برنامه سفر و حرکت است را میگشاید. کاپیتان (ضمیر خودآگاه) که آرزوی همیشگی‌اش جهانگردی و کشف سرزمینهای جدید و دور است، از این پیام و فکر جدید بسیار خشنود می‌شود و برای ارزیابی و توان سنجی با مدیران خدمه کشتی (ضمیر ناخودآگاه) جلسه ای ترتیب میدهد. اما تمرکز خدمه به چیزهای دیگری است. خدمه (ضمیر ناخوداگاه) هدف و آرزویش حقوق بیشتر و بموقع، غذا و شرایط معیشتی بهتر، مواجه کمتر با دریای خراب و طوفان، استراحت و خوش‌ گذرانی بیشتر است. خدمه از اینکه هر روز به شهر رفته و پول خرج کنند بسیار لذت میبرند و اصولا دوست دارند کمتر اذیت شده و بیشتر لذت ببرند. کاپیتان در جلسه، فکر جدید را اعلام میکند. یعنی ضمیر خودآگاه به خدمه خود اعلام میکند سفر جدیدی در پیش داریم. در همین لحظه خدمه وقتی متوجه حرکت و تغییر موقعیت و شرایط می شوند، ابتدا در دل نگران می شوند و بعد این فکر و باور از ذهنشان میگذرد که کجا قرار است برویم؟ همینجا که خوب است. کاپیتان با احساس، تحلیل منطقی میکند و توضیح میدهد که او نقشه‌های راه را برای تغییر مکان از نقطه (a) به نقطه (b) کشیده است. او میگوید که ما حقوق میگیریم تا دستورات را اطاعت کنیم. او از دریچه تعقل و تحلیل شرایط کنونی همه مسایل مرتبط با چالش پیش رو را توضیح میدهد. اما خدمه چندان تمایلی نشان نمیدهند و هزاران ایراد و مشکل را بیان میکنند و در نهایت هم با بی میلی تسلیم میشوند و چند روز فرصت میخواهند تا قسمت‌های مختلف را آماده حرکت کنند. خدمه از کمبودها می‌گویند، از اتفاقات سفرهای مشابه و کمبودها و سختیهای احتمالی سفر. اینها همان گفتگوهای دایمی درون شماست. نبرد بین خواستن و نخواستن. شما چه گفتگوهایی در سر دارید ؟

استفاده از ذهن ناخودآگاه برای رسیدن به موفقیت :

ذهن ناخودآگاه مثل یک حیوان قدرتمند اما افسار گریخته است. قدرتش به حدی است که میتواند به شما آسیب برساند؛ مثل وقتی که بیش از حد نگران یک امر محتمل هستید. هرچه کنترل بیشتری بر آن داشته باشید بیشتر به موفقیت دست میابید.
تفاوت بین افراد موفق و ناموفق در این است که افراد موفق در مورد آنچه می آفریند فکر می کنند و صحبت می کنند و افراد ناموفق بر آنچه فاقد آن هستند تمرکز می کنند.

تفاوت بین خواستن موفقیت و آرزوی آن ا در سر داشتن، با موفق بودن و داشتن آن :

  • خواستن : کمبود، نبود و یا عدم حضور چیزی
  • داشتن: در دست داشتن، گرفتن، تجربه کردن

شما میتوانید تنها یکی از این جنبه ها ( خواستن، داشتن) را داشته باشید اما همزمان هردوی آنها را نمیتوان داشت. شما یا چیززی را دارید یا ندارید و آن را میخواهید.

  1. قدم اول این است که بدانید چه میخواهید تا بعد بتوانبد آن را داشته باشید
  2. اهداف خود را با ذکر جزئیات بنویسید. چرا که تا زمانی کخ اهدافتان مکتوب نشده اند، صرفا آرزو هستند اما با یادداشت آنها در ذهن ناخودآگاهتان به عنوان امری که میخواهید انجام بدهید تیک میخورد.
  3. از فعل حال ساده برای نوشتن آرزوهای خود استفاده کنید. گویی هم اکنون آن را دارید.
  4. توجه داشته باشید که هر روز یک قدم برای رسیدن به هدفتان بردارید. حتی یک قدم کوچک، این حرکن را تا رسیدن به مقصد قطع نکنید.
  5. هدف خود را بارها و بارها تجسم کنید تا تصویر ذهنی شما برای ناخودآگاهتان روشن و روشن تر شود.
  6. با اطمینان عمل کنید، گویی هدف شما همین حالا هم در دستان شما قرار دارد
  7. ذهنتان را آرام نگه دارید؛ مثلا تنفس صحیح یا مدیتیشن میتواند به شما کمک کند.

در نهایت معنی موفقیت چیست ؟

یکی از مهمترین اقدامات مهم برای رسیدن به موفقیت در زندگی ، شناخت معنی موفقیت در زندگی شخصی شماست. معنای واقعی موفقیت فراتر از تعاریف مشترک موفقیت است ، مانند پول زیاد ، ثروتمند بودن ، کسب مدارک عالی. برعکس: موفقیت واقعی در زندگی را نمی توان با فاکتورهای ذکر شده در بالا سنجید ، بلکه میزان سنجش در اینجا افرادی است که به دلیل آنچه شما ایجاد کرده اید می توانند زندگی بهتر و پیشرفته تری داشته باشند. این معنی موفقیت است. نه غنائمی که مردم در زندگی خود جمع می کنند. رسانه و جامعه به ما این امکان را می دهد که اغلب به این نتیجه برسیم که زندگی موفق به معنای فوق العاده  ثروتمند بودن و داشتنه های مادی زیاد است. اما معنای موفقیت این است که یک زندگی شاد داشته باشید و این دنیا را به مکانی بهتر برای همه تبدیل کنید.

 

11 نظرات
  1. نظرات کاربران

    درود بر شما.

    سپاسگذار لطفتون هستیم.

    مثال کاپیتان و کشتی اولین بار توسط ابرایانتریسی بکار رفت و بعد اقای آنتونی رابینز هم اونو استفاده کرد و بعدها همه برای تعریف درست کارکرد ضمیر خودآگاه و ناخودآگاه از همین مثال استفاده میکنند. البته من تغییرات شخصی در این مثال با توجه به تجربه خودم دادم. اما دلیل استفاده از این مثال توسط هر سه ما شاید براتون جالب باشد. هر سه در دورانی از زندگی “دریانورد” بودند. 🙂

  2. کاپیتان نظرات کاربران

    خیلی عالی بود. مخصوصا مثال کاپیتان و کشتی.

  3. نقدی نظرات کاربران

    واقعا عالی بود مثل همیشه ممنون که هستین

  4. نسیم نظرات کاربران

    عالی بود استاد ، مخصوصا مثال کشتی و کاپیتان مطلب را ملموس تر کرده ، بسیار سپاسگذارم

  5. ناهید نظرات کاربران

    درود برشما استاد عزیز
    این مقاله هم عالی بود,مخصوصا مثال کاپیتان و خدمه,,
    ما با این خدمه ها دوست خواهیم شد و هر رروز باههاش حرف میزنیم تا بدونه اونم لایق کاپیتان شدنه

  6. آزاده نظرات کاربران

    کائنات و پروردگار بی همتای من ،من إز اینکه رویاهام رو بدون زحمت و با شادی بهشون رسیدم ازت سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزاررررم من علائم من جادویی ام من فوق العاده هستم من خود قدرت و برکت و فراوانی هستم ازت ممنوننننننننم

  7. فریبا نظرات کاربران

    استاد عالی بود کلی لذت بردم

  8. ریحانه نظرات کاربران

    بسیار عالی بود استاد❤️

  9. امیر نظرات کاربران

    بی نظیر بود. کامل متوجه ذهن و ضمیرناخودآگاه و خودآگاه شدم با مثالی که ذکرکردید. سپاس استادجولایی

  10. نظرات کاربران

    درود بر شما

    قدرتمندانه سال جدید را شروع کنید و باور داشته باشید که سال 1399 سال منه.

    سال 99 را به سالی تبدیل کنید که بعدها همیشه بگید: همه چیز از ابتدای سال 99 شروع شد……..

    لطفا با ما باشید

  11. هومن نظرات کاربران

    بینهایت عالی بود استاد جولایی، مثل همیشه مفیدو بروز. خیلی دوستون دارم ????????????

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

پیام شما پس از بررسی منتشر می شود

پشتیبانی سایت توسط : پشتیبان وردپرس