کانال-راز-موفقیت-استاد-جولایی

خود هیپنوتیزم صوتی برای درمان بیماری و شفا

تعداد امتیاز: 1

چکیده محصول :

انتشار : 1396/02/10 4 نظر 342 بازدید

خود هیپنونیزم صوتی یکی از بهترین ابزار برای برنامه ریزی ذهن و ضمیر است. ما امروز خوب میدانیم که دارو و دکتر تنها بخشی از فرایند درمان است و بخش اصلی در ذهن رخ میدهد. فرد بیمار آگاهانه و یا نا آگاه ابتدا در ذهن خود را بیمار میکند و بعد به سلولهای بخش مربوطه پیام عصبی ارسال میشود تا روند بیماری را شروع کند. روانشناسی نوین پا را فراتر برده و از پدیده جدیدی به نام "شبه داروها" صحبت میکند. و من تاثیر شبه دارو را در یک مورد بسیار عجیب دیدم که در این پست توضیح میدم. لطفا به فایلهای صوتی که در روز اول بارگذاری این محصول ، تجربیات دو نفر از کاربران سایت در استفاده از فایلهای خود هیپنونیزم صوتی را نشان میدهد گوش کنید. خود هیپنوتیزم صوتی اگر بر اساس شناخت درست از کارکرد ذهن و ضمیر طراحی و اجرا شود حتما یکی از بهترین روشهای مکمل درمان بشمار میرود.  

خود هیپنوتیزم صوتی برای درمان بیماری و شفا

خود هیپنوتیزم برای درمان بیماری! میدوانم با خواندن این عنوان و توضیح کوتاه این محصول تردید و سوال و هیجان تمام ذهنت را تسخیر کرده.

میدانم از من برای درمان پذیری از طریق گوش کردن به فایل صوتی خودهیپنوتیزم مثال و نمونه درمان شده میخواهید. مبدانم داستان واقعی از زبان خود فرد دوست داری.

پس اگر اماده ای قصه تلخ و شاید خیلی تلخ خودم را برایت تعریف کنم. شما در اینجا تاثیر باور و قدرت ذهن را بر تغییر شرایط جسم خواهید دید. شما اینجا مردی را خواهید دید که زیر فشار درد در حال خورد شدن بود. شما خواهید دید که ذهن انسان چطور قادر است در درمان هر بیماری دقیقا مثل یک دارو و دقیقا مثل یک پزشک ماهر و کاردان عمل کند. دوستان باید تکرار کنم من با این محصول هرگز منکر تاثیر دارو و درمان پزشکان عزیزمان نیستم. بلکه قدرتمندانه اعلام میکنم که ما میتوانیم طب را با همراهی و همسویی اراده و باور ذهنی یاری کنیم.

شفای-بیماری-با-هیپنوتیزم

... و در اینجا کمی ادعای خود را قویتر کرده و اعلام میکنم تا ذهنی و اراده و تصمیم نخواهد هیچ دارویی افاقه نخواهد کرد. ما باید اول در ذهن سلامتی را بخواهیم. شاید باورتان نشود ولی من بیماران مشابه زیادی را دیدم که یکی زود و دیگری دیر بهبود یافتند. اگر شرایط جسمی را مشابه فرض کنیم، دلیل اصلی قدرت اراده و توان شفابخشی ذهنی افراد است که متفاوت نتیجه میدهد.

تاکنون هم هیچ روشی موثر تر از هیپنوتیزم نتوانسته قدرت ذهن را در یک موضوع برای تغییر متمرکز سازد.

 

حتما شما هم افراد بسیاری را دیدید که از صبح تا شب از بیماریها و مشکلات سلامتی خودشان مینالند. دوستان خبر عجیبی برایتان دارم، تحقیقات نشان داده واقعا این افراد با همین کار ساده و با باور و تلقین نادانسته و ناخواسته عادتی و بعد تکرار و تکرار نالیدن و ایجاد احساس واقعی بیماری،  دقیقا بیماری را بخود جذب میکنند. ذهن شما قدرتمندترین ماشین خلق هرآنچه شما بخواهید است. شما از این ذهن برای جذب هرانچه میخواهید استفاده میکند. ما امروز قادر هستیم با استفاده از این آگاهی ها مسیر خواستن را از بیماری به سلامتی تغییر دهیم. لطفا این محصول را خیلی جدی بگیرید. 

 

 

آیا انسان توان خود درمانی ذهنی را دارد:

همه ما انرژی عظیمی در خود داریم و اگر ما آن را در مسیر درست و راه درست قرار دهیم می­توانیم بیماریهای روانی و جسمی خودمان را شفا دهیم. به همین روش می­توانیم این انرژی را به دیگران ارسال کنیم و آنها را نیز شفا دهیم. اما چه بیماریها و چقدر درمان چیزی است که جای بحث بسیار دارد. شاید از یک پزشکی که 20 سال تحصیل کرده بپرسید بگوید فقط چند بیماری را میتوان با قدرت ذهن درکان کرد. من نیز به نظر این پزشک محترم احترام میگذارم و میگویم حتی نوع بیماری درمان شده و میزان درمان نیز از فردی به فرد دیگر متفاوت است. 

واقعا همه چیز به قدرت درمانگری ذهن بستگی دارد: 

  • به این بستگی دارد که چقدر این روش را کارا و موثر بداند. 
  • به این بستگی دارد که تا چه مدت توان استمرار درمان را داشته باشد.
  • به این بستگی دارد که چقدر خود و انسان را بشناسد و خود را قادر به این کار بداند.
  • به این بستگی دارد که چقدر خداوند را در این مسیر همراه و کمک خود بداند.
  • به این بستگی دارد که چقدر عزت نفس و اعتماد بنفس قوی داشته باشد.
  • به این بستگی دارد که چقدر از روشهای درمان دارو و جراحی نا امید شده باشد.
  • به این بستگی دارد که چقدر تصمیم به تغییر در او جدی و محکم باشد.
  • به این بستگی دارد که چقدر خانواده و اطرافیان این افکار و تصمیم او را جدی فرض کنند و حامی باشند.
  • و به هیچ عامل بیرونی و حتی میزان پولی که میخواهد صرف درمان کند هرگز بستگی ندارد.

در این صورت است که هیچ اختلال و تعارضی در جسم و سیستم روان قادر به جنگیدن با قدرت شفای درون را نخواهد داشت.

 

من چگونه با این تکنیک اشنا شدم.

من با روند قدرت شفادهی ذهن کاملا ناآشنا بودم. من قانون جذب، شکرگزاری و مثبت گرایی را برای مدتی طولانی تمرین می­کردم. یک تصادف ناگهانی آگاهی از این روش را به سوی من باز کرد. این اتفاق مانند نوری بر شهود من بود و سپس من شروع به گسترش آگاهی خود کردم. بعدها هم با تمرین و تجربه و چندجلسه حضور در جلسات درمان عملی توسط اساتید این حوضه در کشورهای امریکای لاتین توان انجام این کار را در خود قدرتمندتر دیدم.

اما دوستانم من تا زمانی که خودم به یک بیماری خیلی خیلی سخت دچار نشده بودم. تا زمانی که درد را در حد مرگ حس و لمس نکرده بودم، جزییات چگونگی استفاده از این روش را بطور عملی نمیدانستم.

دقیقا مثل ادمی بودم که میدانستم شهرستان زیبای آستارا در استان گیلان و در شمال کشور است. با مطالعه بیشتر متوجه شدم که بندر بوده و طبیعت بسیار زیبایی نیز دارد. اما تنها و تنها زمانی این شناخت کامل میشود که مسیر را تا شهرستان مرزی آستارا خودت رانندگی کنی. بعد دقیقا شهر و طبیعت آن را با حضور در محل و شخصا تجربه کنید. شما تنها زمانی که طبیعت جاده زیبای گردنه حیران را ببینی به شناخت صحیح میرسی.

باور دارم که این راهی بود تا کائنات این قدرت را به من بدهد. من بطور ناگهانی بیمار شدم. قبل از این دوره تمام ذهن و زندگی من شده بود بحث تغذیه و توجه به تغذیه. من ایمان اورده بودم که تغذیه بهترین روش جذب سلامتی به زندگیست. باور داشتم که تنها روش درمان بیماریها هم مراجعه به بهترین پزشک متخصص است. هرگز قبول نداشتم که عامل ذهن و مغز بتواند در ارتباط بیمار و دارو بتواند مداخله موثر داشته باشد. اما این اتفاق عجیب تمام باورهای من را در مسیر درستی قرار داد.

من ایمان اوردم که ما اول در ذهن بیمار میشویم و بعد جسم ما بیمار میشود.

من ایمان اوردم که در کنار درمان کلاسیک داروهای شیمیایی و حتی گیاهی و درمانهای مکمل، میتوان قدرت نامحدود ذهن را بکار گرفت. 

من ایمان اوردم که بیماری یک شرایط بیرونی و گذراست و اگر در کسی مدت بیشتری ماندگار شد، تنها بخاطر تمایل خود فرد است.

من ایمان اوردم که خداوند بیماری را برای ما نمیخواهد و دقیقا دعا و نظر و نیاز شفای هر انسانی از جانب خداوند رحمان پذیرفته میشود.

من ایمان اوردم که اگر کسی بر بیماری تمرکز کند حتما بیمارتر و اگر بر سلامتی تمرکز کند، حتما سالمتر خواهد بود.

من ایمان دارم همه بیماریها با یک فکر قدرتمند منفی و انتظار هم سو با بیماری آغاز میشوند.

من    ایمان    دارم     تو    نیز     میتوانی     مثل    من     شفایت    را    از    کاینات    بگیری.

 

داستان واقعی بیماری و شفای من: (همه این داستان واقعی و مستند است.)

سال ها پیش، ساعت 8 شب، بطور ناگهانی با درد شکمی به "بیمارستان خاتم انبیا" قسمت اورژانس مراجعه کردم. از عصر ان روز درد شروع شده بود. بلافاصله بستری شدم و فردا صبح جراحی شدم. این شروع داستانی شد که بعد از ان چهار پزشک و سه بیمارستان را عوض کردم. بیماری فیستولا. عفونت مزمن روده و جراحی پشت جراحی. خیلی درد داشتم. باید همیشه درازکش و یکطرفه میخوابیدم. در جراحی دوم کابل سیمی در بدنم قرار داده بودند و وزنه ای به ان وصل بود که باید از درون در اثر سنگینی وزنه بخشی از "اسفانکر" را میبرید و از بالای همان قسمت ترمیم میشد...

وحشتناک بود. خیلی وحشتناکتر از چیزی که فکرش را بکنید. دکتر اولم میگفت خودت هم باید این سیم را بکشی تا زودتر این اتفاق بیافتد. واقعا درد را به تمام ابعاد در وجودم حس میکردم. پس از دو ماه دکتر جوابم کرد و گفت سر در نمیاورد که چرا اینطوری شده. در طب کلاسیک این روش باید در دو هفته جواب میداد. پیش دکتر دیگری در بیمارستانی تجریش رفتم. او دانشجویان را اورد سر ما و گفت این عارضه بسیار نادر است و از این فرصت استفاده کنید. برای دانشجویان توضیح میداد که اگه تو بیمارستانی بودید و شنیدید یکی داره وحشتناک فریاد میزنه، بدونید که مثل این آقا داره سیم داخل بدنش رو میکشه...... همین الان دارم این مطلب رو براتون مینویسم یادآوری اون ایام برام خیلی سخته. واقعا سخت بود و خیلی درد داشت. مثل اینکه کسی با دست خودش روزی چند بار با چاقویی داخل شکمش روده هایش را برش بزند. حتی تصورش هم سخت و است دردناک!!!

 

دکتر جراح من خیلی معروفی بودند اما ما بیشتر شده بودیم کیس خاص. هر روز عده ای میامدند و بحث و گفتگو. من که قبل از آن کتاب تغذیه را چاپ کرده بودم و سه باشگاه ورزش میکردم اصلا انتظار این اتفاق را نداشتم. 30 کلیو وزنم کم شد و انقدر انتی بیوتیک نزریق شده بود که احساس ضعف شدید میکردم. از این بیمارستان هم با تقاضا و رضایت و حتی تعهد خودم فرار کردم.

در خانه بودم و همچنان قوانین جذب را بکار میگرفتم. همه این درسها رو به بهترین شکل ممکنه برای خودم استفاده میکردم. اما از شفا چیزی نمیدانستم. تمام وقتم شده بود خواندن در مورد بیماری خودم. چند پزشک دیگر را هم ملاقات کردم. دیگه با اونها وارد بحث علمی میشدم و ازشون میخواستم قبل از عمل جراحی برام توضیح بدن چیکار میخوان بکنند. کاملا میفهمیدم که دقیقا نمیدانند چکار باید کرد. با "بیمارستان مایای امریکا" اشنا شدم. ایمیل فرستادم. و کیس خودم را گفتم. اطلاعاتم خیلی خیلی زیاد شده بود. واقعا کمکم کردند و به من امید دادند.

حالا دیگه دنبال دکتر خوب میگشتم. قانون جذب رو برای جذب فردی خاص بکار گرفتم. دقیقا درس 11 رو انجام دادم.

و..... یک روز یک راننده آژانس که منو به مطب یک دکتر که خیلی هم به سختی وقت گرفته بودم جواب کار جذب دکتر خوبم رو برام به معجزه تبدیل کرد. اتفاق را ببینید او از کسی شنیده بود که مورد مشابهی داشته و از شهرستان امده پیش دکتری به نام دکتر وفایی.......

نوری از امید و حس خوب در وجودم جوشش گرفت. به کمک ایشون شماره مطب رو گرفتم. علارغم نظر منشی به انجا رفتم. من تا آن روز 4 بار جراحی شده بودم و هنوز زخمم باز بود و وقتی منشی حال من رو دید به دکتر گفت و اخر وقت خونریزی من باعث شد که دکتر منو بپذیره و ببینه.

چگونه-شفا-پیدا-کنم

وارد مطب شدم همه بیماری و درد و خونریزی رو فراموش کردم. دکتر همونی بود که در تصویر سازی عمیق همراه خود هیپنوتیزم خواسته بودم. معجزه بود. قدی بلند و لاغر. سن حدودا 67 و خوش برخورد. دکتر دیگری هم در انجا بود. با هم زخم را دیدند و پرونده من رو برسی کردند و به انگلیسی با هم گفتگو کردند. من هم به انگلیسی وارد بحث انها شدم و کل اموخته هامو به رخ کشیدم. خیلی تعجب کردند و پرسیدند پزشکی خودندم. من گفتم مهندس مکانیک هستم. خندیدند و ما در مورد بیماری راحت با هم صحبت کردیم. شیرین ترین صحبتی بود که بعد از مدتی میشنید. پرفسور وفایی گفت تحمل کمی درد را داری. من خندیدم که من عاشق دردم. توضیح دادم که روش برش با سیم را گذروندم. ایشون هم خندیدند و گفتن تو پروندت دیدم و تعجب کردم اینجایی و زنده ای! خلاصه هفته بعد من در بیمارستان بهمن شهرک غرب اولین عمل رو انجام دادم. نتیجه منفی بود. هفته بعد و هفته ها و روزهای بعد و گاهی در مطب و گاهی در کلینیک و در بیمارستانی دیگر .... جمعا 21 بار جراحی شدم. واقعا الان که دارم براتون مینویسم، تعم تلخ درد رو در درون بدنم میتونم حس کنم. خیلی درد کشیدم. خیلی زیاد. همه اطرافیان دلسوزی و ترحم میکردند و این بیشتر از هر چیزی آزارم میداد و نگاه نگران دخترکم خیلی بیشتر ...

فقط یک جمله در مورد درد بگم که گاهی که میدانستم زمان درد است، در دوره ای که باید سیم را میکشیدم. همسر و فرزندم را به بهانه ای از خانه بیرون میکردم. به حمام میرفتم. اب وان و دوش را باز میکردم تا صدام زیاد بیرون نره و فریاد میزم. زجه میکشیدم. در خودم میلولیدم و سیم را می‌کشیدم. همه وجودم و تمام سلولهایم درد را تا سر حد مرگ حس میکردند. هیچ مسکنی جواب نمیداد. واقعا تا مرز مرگ درد را در آن دوران تحمل کردم.... واقعا نمیتونم بیشتر ادامه بدم این توضیحات رو.

از صبح تا شب مطالعه بود و ناگهان ایده بازنگری کتاب موفقیت به ذهنم رسید. اما نتونستم این کارو بکنم. چون گفتگوی درونی در من شکل گرفته بود که تو که آدم موفقی نیستی. تو در مقابل یک بیماری افتادی زمین. تو که بعد از کتاب تغذیه و مشاوره و کمک به صدها نفر حالا دقیقا مشکل حاد سیستم گوارشی داری؟؟؟!!!

تا اینکه چند روز بعد معجزه دیگری در زندگیم رخ داد.

یکی از خانمهای فامیل میخواست دوستش رو که انرژی درمانی میکرد برای درمان من بیاورد. او گفت که او دستان شفابخشی دارد........

ناگهان این عبارت منو یاد کتابی که سالها پیش در فرودگاه خریده بودم انداخت. همان لحظه با حال بدم رفتم و گشتم و کتاب را پیدا کردم.

 

کتاب دستان شفابخش خوزه سیلوا قصه تلخ مرا شیرین کرد:

کتاب را خواندم. دوباره و شاید صدباره. خلاصه برداری کردم. بیشتر راجبش خوندم. تو سایتهای مرتبط خارجی دنبال سر نخ گشتم و دیدم که چقدر مردم جهان از این روش شفا گرفت. ایران به کل از این تکنیک بی اطلاع بود. این شکار عالی بود که دقیقا ان شب تا صبح مانع خواب من شد. خواندم. خواندم. باز هم خواندم. و خیلی خواندم.

دو تا تصمیم گرفتم. اول کتاب رازها و نیازهای موفقیت ایرانی را ویرایش کنم و بعد تکنیک شفا را بکار بگیرم.

ان شب نور امیدی از کاینات بر دلم نشست که حتما من شفا پیداخواهم کرد. اصلا خودم را خوب و سرحا میدیدم. ساعت 4 صبح بود که بلند شدم و برای خانواده نیمرو درست کردم و بیدارشون کردم. البته رفتارهای غیرعادی زیاد از من دیده بودند ولی این بار حال خوب منو متوجه شدند. دخترم انقدر خوشحال شده بود که حالم خوب شده و من دارم اشپزی میکنم. واقعا با خواندن داستان شفای افراد مختلف در سرتاسر جهان حال منو دگرگون کرد.

 

من کار درمان را شروع کردم.

اموخته های جدید را تکمیل کردم. شاید ده کتاب دیگه خواندم. تمام سه روز بعد را دنبال خرید کتاب بودم. جراحی ها ادامه داشت و من میخواندم و مینوشتم. زمان میگذشت و من سیستم شفای درون را با مطالعات و تحقیقات شبانه روزی طراحی و اجرایی کردم. اولین بیمار خودم بودم. با اشتیاق و عشق و عطش شروع کردم. یادمه اولین هیپنوتیزم خودم 3 ساعت طول کشید و با تکنیکهای شرطی سازی نذاشتم خوابم ببره. وقتی بیدار شدم خانواده بالای سرم بودند و نگران حال من. تمام بدنم خیس عرق بود. اما همه میگفتند همش لبخند و شادی رو میتونستند در چهرم ببینند.

دوستانم، عزیزانی که اکنون شما حال اون موقع منو دارید، من دقیقا 6 ماه این کار رو کردم. همراه با دکترم و در حالی که جراحی ها ادامه میافت هر بار میدیدم که "دکتر وفایی" راضی تر از قبل از اطاق عمل خارج میشه.

دقیقا روزی خودم رو در کمال سلامت میدیدم که در کنار ساحل دارم اسب سواری میکنم. خودم و خانواده رو شاد و راضی و خوشحال میدیدم. این خوابی بود که قبل از آخرین جراحی بعد از یکسال دیدم. من از خود هیپنوتیزم برای کاهش درد استفاده میکردم و خوابم برده بود. همیشه 45 دقیقا قبل از جراحی به من وقت میدادند تا ذهنم رو اماده کنم و از مواد بیهوشی کمتری هم استفاده میکردند. من در این مدت به قدرتی از هیپنوتیزم رسیده بودم که ارتباطم را با محیط بیرون قطع میکردم و واقعا به درون خودم و محل بیماری سفر میکردم. دوستان من واقعا و دقیقا مثل فایل صوتی که اینجا گوش خواهید کرد از بیرون به درون بدن خودم میرفتم و با گلبولهای سفید به جنگ سلولهای سیاه پوش دشمن میکروبی میرفتم. من دقیقا بعد از هر وعده خود هیپنوتیزم مثل یک جنگاور پیروز از جنگ عرق کرده و خسته میشدم. 

من جنگاور درون تو را نیز به مبارزی قدرتمند تبدیل خواهم کرد، البته اگر خودت چنین اراده ای داشته باشی.

دقیقا میدونستم اخرین جراحی من خواهد بود. به دکتر و همه تیم جراحی هم اینو گفتم. البته هر بار میگفتم. اون بار خاص بود. از همشون قبل عمل تشکر کردم. تک تک و حتی خانم پرستاری احساساتی شد حالش. و خودمو بعد از حدود دو سال از اولین روز دردم برای بار بیست و یکم به دکترم سپردم.  من واقعا شفا یافتم. از بیمارستان که ترخیص میشدم. با همه باز خداحافظی کردم. نگاه افراد رو میدیدم که میگفتن هفته بعد اینجایی. اما در درون میخندیدم و تو دلم میگفتم هرگز.

هفته بعد درد نداشتم. به دکتر زنگ زدم. خبر خوبی بود. علایم نبود. فقط زخم باز داشتم چون دکتر گفته بود نباید بذاری زخمت جوش بخوره.

دو هفته گذشت. یک ماه. هیچ علایمی نبود. رخم رو بستند. همه چیز خوب بود. همه چیز عالی بود. همه چیز خیلی خوب بود. من برای تجدید قوا هم از قانون جذب استفاده کردم.

خیلی زود همان ادم شاد و خوشحال و با انرژی و سالم قبل شدم. کتاب موفقیت هم همان ایام چاپ و روانه بازار شد. من تا کنون بعد از سالها از ان دوره هرگز برای هیچ مورد جدی دیگری به دکتر مراجعه نکردم. خدای رحمان را سپاسگذار این همه لطف و مهربانی هستم. امیدوارم این درس بتواند پیام رسان امید و اشتیاق جذب سلامتی و شفا برای همه بیماران در دور افتادترین نقاط ایران عزیزم و حتی سرتاسر جهان باشد. امیدوارم روزی هیچ کس در هیچ جای دنیا درد نداشته باشد. امیدوارم هیچ کودکی دچار بیماریهای سخت و دردناک نشوند.

 

کلیات روش شفا در من چه بود؟

روزی من در آن لحظات درد شدید، با عشق و نیاز از کائنات خواستم راهی به من نشان دهد تا حداقل بتوانم شب ها را راحت بخوابم. از جایی پیامی به ذهنم آمد که مدیتیشن و خود هیپنوتیزم را عمیقتر انجام بده. مدتها این کارو میکردم. با جرقه خواندن کتاب دستان شفا بخش و مطالعات بعدی یک روز در حال مدیتیشن، این ایده به نظرم رسید که نور سفید الهی را به جسمم دعوت کنم تا عضو بیمار آن را شفا دهد. زمانی که با استفاده از راهنمایی شهودم این کار را شروع کردم، رهایی از درد را تجربه کردم. یک روز کامل آن درد از بین رفته بود و احساس میکردم کاملا خوب شده بودم. من بعدها این روش رو گسترش دادم. هر بار یک کار میکردم و چون روی خودم بود نتایج رو بلافاصله میدیدم و یاداشت میکردم.

از کائنات برای باز کردن در آگاهی در مورد قدرت شفای خود بسیار متشکرم. بعدها من این تجربه را با چند دوستم در میان گذاشتم، بسیاری از آن‌ها این کار را امتحان کردند و دردهای سخت خود را شفا دادند.

از همین فرآیند می­توان نه فقط برای شفای خود بلکه برای شفای دیگران نیز استفاده کرد.

 

من در درس 13،از دوره اسرار ناگفته قانون جذب،  9 گام شفا را توضیح دادم و از شما دوست عزیز میخواهم که حتما به همراه این محصول درس 13 را نیز تهیه کنید و حتما تمرینات انرا انجام و برای من از طریق تلگرام ارسال کنید.

درمان-بیماری-با-قدرت-ذهن
 

اگر افراد دیگری در خانواده و دوستان شما هستند که می­توانند این موضوع را درک کنند، می­توانید از آنها هم بخواهید که این انرژی را ارسال کنند. اگر گروهی باشد که خیلی بهتر خواهد بود. شفای جمعی همیشه قدرتمندتر و موثرتر است. این 9 قدم را در درس 13 (درمان بیماری با قانون جذب و شفای مریض) دنبال کنید و ببینید و باور کنید که معجزه رخ داده است.

اگر خودتان، خانواده یا دوستانتان در وضعیت بحرانی سلامتی قرار گرفتید، آن وقت این قدرت شفای بی نهایت برای آنها نعمت خواهد بود.

در پایان این پست برای هم عزیزان یک ارزو دارم. اینکه خود و قدرت درون خود را باور و بکار بگیرید. خداوند شما را کامل افریده.

خداوند کاینات را در خدمت تو قرار داده تا بتوانی در سلامتی کامل از لحظه به لحظه زندگیت در کنار خدمت به خلق خدا لذت ببری و شکرگذار اینهمه لطف و مهربانی و زیبایی باشی.

توصیه مهم: اگر دوستان و یا اقوامی دارید که سالهاست از بیماری خاصی رنج میبرد. شاید با اگاهی که اکنون شما از یک راه درمان موثر دارید، مسولیت سنگینی بر دوش شما خواهد بود که فرد را از وجود این این امکان در این سایت مطلع کنید. شاید بهترین لطف و کاری که میتوانید در حف او انجام دهید این باشد که سی دی این محصول را برای این فرد سفارش دهید. شما میتواند نوید بخش سلامتی و امید به یک انسان دیگر باشید. 

 

لطفا نظرات ارزشمند خودتان را در زیر این بخش با دیگران به اشتراک بگذارید. این پست را با دیگران در فیس بوک، توییتر و تلگرام و ... به اشتراک بگذارید، بیایید کمک کنیم تا دوستان بیشتری "سلامتی و شادی" را در زندگی خود خلق کنند. یادتون باشه هر قدر فراوانی بیشتری برای دیگران خلق کنیم، خودمان انعکاس بیشتر دریافت می­کنیم.

 

  با انگیزه، سالم، خشنود و عالی بمانید.

    

درمان-بیماری-با-قدرت-ذهن        لطفا، همچنان با ما باشید

      سایت راز موفقیت - محمود جولایی

       کانال راز موفقیت

 

خرید محصول خود هیپنوتیزم صوتی برای درمان بیماری و شفا

با خرید دانلودی این محصول:

1. بعد از دانلود به سرعت قابل استفاده می باشد.
2. مهمتر از همه در صورتی که در آینده مطلبی به صورت تصویری، صوتی و یا نوشتاری به این محصول دانلودی اضافه شود بدون پرداخت هیچگونه هزینه ای می توانید با استفاده از لینک آن در قسمت "سفارشات من" آن را دانلود نمائید.

توجه: بعد از خرید محصول دانلودی، لینک های دانلود در پروفایل شما (با همان نام کاربری که آن محصول را خریده اید وارد شوید) در قسمت "سفارشات من" برای همیشه موجود می باشد و می توانید هر زمان که خواستید با استفاده از آنها، فایل مورد نظر را دانلود نمائید.

افزودن به لیست آرزوها

به این مطلب امتیاز دهید

نظرخود را با ما درمیان بگذارید

برای ارسال نظر باید عضو سایت باشید، اگر قبلا در سایت ثبت نام کرده اید اینجا را کلیک کنید.

captcha Refresh

نظرات سایر دوستان

لیلا نمازی در تاریخ ۱۳۹۶/۰۲/۲۳ گفته:
پاسخ گزارش تخلف (۰) ۰ ۰

تجربه یکی از دوستان از استفاده از فایل صوتی خود هیپنوتیزم عمیق شفا :

nazanin mahmoodian در تاریخ ۱۳۹۶/۰۲/۲۳ گفته:
پاسخ گزارش تخلف (۰) ۰ ۰

استاد من عذر خواهی به شما بدهکارم...درگیر بیمارستان بودم حالم بد..چهار ه روز اومدم خونه.. ولی همچنان با سمینارهای شما اومدم جلو..و انرژی مثبت کلامتون پیش اومدم..و درسا رو کم کم مطالعه کردم..تا درس سیزده که در مورد شفا هست امروز خریدم.. خیلی جالبه که وقتی تو بیمارستان بودم.درس سیزده رو شما برام اوردین..وگفتین اینجا نخون دوس دارم بیای خونه بخونی.. میتونم به جرات بگم از همون صبحش من اماده شدم برا مرخص شدن.. و فرداش اومدم خونه. وتا امروز که موفق شدم بخونمش.. و فقط اشک ریختم.. استاد حسم همش بهم میگه این بار دومه این درسو میخونی چوت کاملا برام اشناس..و مطمینم که این چند روز تو بیمارستان با درس موفق شدم غلبه کنم و برگردم خونه... و الان خیلی خوبم..انقد خوبم که کلاسامو شروع کردم..و از خونه میرم بیرون با انگیزه و شاد شاد.. اصلا تشکر هیچ جای از زحمات شما رو نمیگیره..ممنون ممنون ممنون..

محسن محمودی در تاریخ ۱۳۹۶/۰۲/۱۷ گفته:
پاسخ گزارش تخلف (۰) ۰ ۳

سلام من فایل خودهیپنوتیزم شفارو انجام دادم .
سالهااسم والرژی داشتم که دکترفوق تخصص ریه برام اسم شدیدروتشخیص داد,فقط فایل هیپنوتیزم روانجام دادم اول تمام بدنم خارش گرفت ومن مجبوربودم بدنم روبخاررونم اماباتمرکزکامل تاجایی که تونستم انجام دادم شبابه قدری سرفه میزدم که همسایه هااپارتمان معترض شدن,امادیشب من کاملانفسم بازبود,هیچ سرفه ای نزدم توی خواب نفسم نگرفت احساس میکنم ریه م کاملابازشده واقعاخوشحالم نمیدونم چکارکنم,همون کاری رو,درذهنم کردم که استادگفت,به خودم گفتم این اخرین راه توبرای درمانه,من واقعاخوب شدم واین معجزست,مطمینم سری بعدکه دکتربرم واسپیرومتری انجام بدم متوجه تغییربزرگ من میشه,دکتربه من گفت درمان نکنی ریه ت ازبین میره سالهای بعد,ولی من تاامیدنشدم,اسپری دکترهم که دادواقعااذیتم میکرد,سپاسگزارم ازاستادخوبم,باوجودیکه یکی ازفایلهای پی دی اف درس سیزده بازنشد,ولی من فقط بافایل هیپنوتیزم شفا درمان شدم,احساس میکنم واقعاریه م دیگه تنگ نیست,واقعازجرمیکشیدم سرفه ونفس کم و..,من دیشب یک سرفه هم نزدم ونفسم بازه الان

من این محصول را در تاریخ 1396/02/17 خریده ام

مسعود مسعودی در تاریخ ۱۳۹۶/۰۲/۱۵ گفته:
پاسخ گزارش تخلف (۰) ۰ ۳

استاد عزیز. من هرگز تصور نمیکردم کسی اندازه من درد کشیده باشد. واقعا باورم نمیشه یک انسان بتونه این همه درد را تحمل کنه. براتون ارزوی سلامتی و طول عمر دارم. خوشحالم در کشور ما هنوز کسانی هستند که درمان و راه و روش را بعد از دانش و تجربه خود عمومی میکنند.

من این محصول را در تاریخ 1396/02/15 خریده ام

نرم افزار موبایل “ راز موفقیت ”

اپلیکیشن موبایل (آندروید) برای راحتی کاربران سایت و سوپر گروه استاد جولایی را از اینجا دانلود کنید.

** یک پیشنهاد ویژه (دانلود رایگان) **
                                  ** یک   پیشنهاد   ویژه  (دانلود رایگان) **

10 کتاب برتر جهان در سال 2016 در زمینه روانشناسی موفقیت و کسب ثروت

دریافت بصورت رایگان
Web Statistics