موفقیت، موفقیت-فردی، موفقیت-مالی، موفقیت-شغلی

14 راهکار شگفت‌انگیز که زندگی‌ خصوصی‌ام را تغییر داد!

تعداد امتیاز: 1

چکیده مقاله :

انتشار : 1394/07/17 2 نظر 1,489 بازدید

آیا زندگی خوبی دارید؟ اگر پاسخ شما مثبت است که این مقاله به درد شما نمی خورد. اما اگر از زندگی خود در هر زمینه ای راضی نیستی! اگر حال خوبی نداری! اگر دنبال معجزه تغییرات بزرگ در زندگی هستی؟ کافیه 14 کاری که من در زندگی خودم انجام دادم، را شما نیز انجام دهید، تا زندگی رویایی را تجربه کنید. شاید این مقاله را باید بصورت یک پکیج و با قیمت بسیار زیاد در سایت قرار میدادم تا شما هم باور کنید برای تغییر 180 درجه ای در زندگی فقط به این 14 اقدام نیاز دارید و نه هیچ چیز دیگر!!!

14  راهکار شگفت‌انگیز که زندگی‌ خصوصی‌ام را تغییر داد!

راه کارهایی که زندگی هر فردی را میتواند زیر و رو کند.

  • آیا شما از زندگیت خود راضی هستی؟
  • آیا لحظه آن نرسیده که تغییری در زندگیت ایجاد کنی؟
  • آیا شما هم تصور می‌کنید، کار تغییر خیلی سخت و شاید برای شما غیر ممکن باشد؟
  • آیا شما نیز چند بار دست به اقدام در جهت تغییر زندگیت زدی ولی ... نشده؟

زمانی من هم مثل شما آدم شکست خورده‌ای بودم. شاید خیلی بدتر از وضعیت کنونی تو!
یعنی با تمام وجود خودمو بدشانس و نا امید می‌دیدم.
در طی یک هفته کذایی، همه بدترین اتفاقات عالم برام افتاد.
یک هفته مرگبار... تا مدتها حالم بد بود و سردرگم بودم...
خیلی سخت بود. خیلی.

اما روزی خیلی تصادفی اتفاقی افتاد و تصمیمی گرفتم. تصمیمی بسیار بزرگ گرفتم که نتایج آن را در ادامه برایتان بیان می‌کنم. شما این مطالب را هرگز جایی نخوانده و نشنیده‌اید. این‌ها نتایج عملی و کاربردی چگونگی روند تغییر در من بوده که روی همه انها کار مطالعات تکمیلی شده و در اینجا بطور خلاصه تقدیم شما می‌شود.

در این مقاله طلایی ترین نتایج سال‌ها تحقیق و مطالعه روی زندگی خودم و افرادی که زندگی‌شان خواسته یا ناخواسته تغییرات شگفت انگیز کرده را برایتان یک جا گرد آورده‌ام.

سالها پیش من خود این 14 کلید طلایی را بر درهای بسته زندگی شخصی خودم انداختم و جالب بود که همه درها برویم باز شد.

زندگی من از این رو به آن رو شد. بعد از آن بود که تصمیم گرفتم این راز بزرگ را با دیگران در میان بگذارم؛ تا در زندگی آنها نیز معجزات رخ دهد. در مشاورها و توصیه‌هایم به مراجعین متوجه شدم که برای دیگران هم کارساز بوده، پس اگر من توانستم! اگر دیگران توانستند، اطمینان داشته باشید که شما خیلی راحت‌تر و بهتر می‌توانید.

آری، دوستان و دانشجویان عزیزم؛ چند سال پیش تمام جوانب زندگی من با بکارگیری این راهکارهای ساده تغییر کرد و این اتفاق یکی از بهترین تجربه های زندگی‌ام بود.

من در آن برهه از زندگی به نقطه‌ای رسیده بودم که به هیچ وجه راضی و خوشحال نبودم و نیاز به ایجاد تغییرات گسترده را در سبک زندگی خودم کاملا حس میکردم. احساس تنهایی، شکست و سردرگمی میکردم. نه زندگی معنوی داشتم و نه درآمد مکفی.

اما ناگهان، یک فرایند طولانی را برای درک تجربه موفقیت‌های عظیم و تبدیل شدن به یک آهن ربای بسیار قدرت‌مند برای جذب همه چیزهای خوب در زندگی‌ام را آغاز کردم.

کتاب اعتیاد به موفقیت (Addicted to Success) و تعدادی دیگر از منابع بزرگ، بخشی از سفر من به سرزمین آگاهی بودند. به تدریج و با خواندن کتاب های دیگر بخش‌هایی از ذهن تاریکم روشن می‌شدند. افکار جدید را شبانه روز مورد نقد و بررسی قرار میدادم. افکار مثبت را تقویت و افکار منفی را به چالش تغییر می‌کشاندم. خیلی سخت و درد آور بود. تغییر همیشه دردناک و سخت است.

در پایان این سفر درون و چالش بر انگیز سخت کند و کاو ذهنی متوجه شدم باورهایی در من ایجاد شده که قبلا نبود. زندگی جدید و حال جدید را خیلی دوست داشتم.

آدم جدید شده بودم. حتی هدفهام تغییر کرده بود. بزرگتر، مقدس‌تر و روشن و واضح‌تر شده بود.

حال شما را نیز به این سفر پرماجرا دعوت می‌کنیم.

لطفا گام به گام و با اراده قوی با ما باشید

در ادامه چهارده کاری که باید بکنید تا زندگی شما نیز 180 درجه تغییر مسیر دهد را تقدیم میکنیم:

1- دوستانتان را پاک سازی کنید:

خیلی مهم. شاید به مذاق بسیاری خوش نیاد ولی چاره‌ای نیست. حتما این عبارات تاکیدی را شما هم شنیده‌اید که بزرگی میگفت: حال و روز شما و کیفیت زندگی شما معدل 5 نفر دوستان صمیمی شما میباشد! یا جای دیگر میگوید: درآمد شما معدل درآمد 5 نفر دوستان صمیمی شماست!

من بین دوستانم رفتم و در مورد تک تک آنها از خودم این سوال سرنوشت ساز را پرسیدم که آیا این فرد به من در موفقیت کمک می‌کند یا مرا پایین می‌کشد. اگر پاسخ منفی بود، او را از شبکه‌های اجتماعی و حتی لیست تماس تلفنم حذف کردم و به راه خود ادامه دادم.

این کار ممکن است اوایل برای شما نیز سخت گیرانه به نظر ‌برسد، اما گاهی همین تصمیمات سخت به شما کمک خواهد کرد تا به موفقیت‌های عظیمی دست یابید. دوستان اگر شناخت صحیحی از دوستانتان داشته باشید، متوجه خواهید شد که برخی دوستان دقیقا و دانسته یا نادانسته مانع رشد و ترقی شما هستند، خوب چه لزومی دارد این افراد را هر روز ببینید؟!

تنها استثنا برای من این بود که اگر کسی ثابت می کرد قصد تغییر دارد، من به او اجازه می دادم که دوباره بازگردد. انجام این کار به من احساس کنترل بر روی زندگی‌ام را میداد. من تازه متوجه شدم در طی سالها به بسیاری باج دادم. با بسیاری حس خوب نمیگرفتم. از بسیاری میترسیدم ولی همه اینها را همیشه میدیدم.

بعد از این پاکسازی بود که کم کم افراد جدیدی وارد شبکه دوستانم شدند که هر کدام افراد بزرگی هستند و همیشه کمک من بودند.

2- هر روز به کتاب‌های صوتی گوش کنید:

اگر قرار بود این عنوان را برای مردم بیست سال پیش بنویسم. اینگونه می‌نوشتم: هفته ای یک بار به کتاب فروشی محل مراجعه کنید و کتابی بخرید و بخوانید.

دوستم میدانم، وقت نداری. میدانم حوصله نداری. میدانم کتاب هیچ جایی در سبد خرید خانوار ایرانی ندارد. میدانم امار مطالعه در کشور ما ... است. میدانم کتاب گران شده. میدانم...

اما این را نیز میدانم همه اینها بهانه‌ای بیش نیست. شما در هر زمینه‌ای کتاب بخواهید در اینترنت هست. امروز کار من و شما راحت‌تر شده.

به نظر من کتاب صوتی بهترین اتفاق بعد از اختراع لامپ است.

من در لحظه به لحظه بیکاری و تنهایی‌هایم، حتی پشت ترافیک سنگین خیابانهای تهران دارم کتاب میخوانم. (گوش می‌دم.)

اولین عادت خوبی که این تحولات بزرگ را در ذهن من جرقه زد، گوش دادن به کتاب صوتی، بسوی کامیابی، آنتنی رابینز (Get The Edge) بود. سالها پیش من برای خرید کتاب‌های دیگری به خیابان انقلاب رفته بودم. خیلی تصادفی چند جوان دانشجو را دیدم که در پیاده رو بساط کرده بودند و سی دی فایل‌های صوتی کتابهای بسیاری را که با صدای خودشان خوانده بودند می‌فروختند. اولین بار بود با پدیده کتاب صوتی مواجه می شدم. همه آنها را خردیم و برای شروع، تصمیم گرفتم کمی هم ورزش کنم و پیاده روی در پارک‌های تهران شروع خوبی بود.

اغلب اوقات می‌توانستید مرا در حال پیاده روی در خیابان های اصلی تهران، در نیمه‌های شب و در حال گوش دادن به کتاب‌های صوتی؛ بسیار سرزنده ببینید. به نظر من کتاب صوتی به معنای واقعی کلمه اعتیاد آور است. این سی دی ها چیزهایی را به من آموختند که مدرسه و حتی دانشگاه‌های داخلی و خارجی هرگز به من نیاموخت، آنها اصول موفقیت را به من آموزش دادند که اکنون مسیر زندگی‌ام را با همین اصول ادامه می‌دهم.

توجه: لطفا کتابهای صوتی را از مراکز معتبر تهیه کنید تا حقوق مولف و ناشر حفظ شود و همیشه و همه جا کتابهایی با زمینه های مورد علاقه تان همراهتان باشد. دوستانی که مرا از نزدیک می‌شناسند، میدانند که همیشه یک امپی تری پلیر همراه دارک که پر است از کتاب و سخنرانی.

3- یک صفحه در لینکدین (LinkedIn) باز کنید:

لینکدین یکی از سایت‌های شبکه اجتماعی است که پایه کار آن بدین گونه است که کاربران را تشویق می کند تا یک پروفایل کاملا حرفه ای بسازند و از این پروفایل ساخته شده می توانند در همه فضای دنیای مجازی به عنوان یک رزومه کاری استفاده نمایند! امروزه آدرس لینکدین در کارت ویزیت نوشته میشود و اعتباری و هویت شغلی – تخصصی برای صاحب آن محسوب می‌شود.

برای مدتی طولانی، من از لینکدین دوری می کردم چون فکر می‌کردم که در ایران چندان اهمیتی و کارایی ندارد. اما اکنون دریافته‌ام که اگر شما کاربر واقعی و قابل اعتماد باشید و چیزی برای پنهان کردن نداشته باشید، ابزارهایی مانند لینکدین می‌توانند در کمک به شما بسیار قدرتمند عمل کند.

ساخت آدرس لینکدین مانند گردآوری سرمایه اولیه برای راه اندازی کسب و کار شما است. این کار شاید تنها 10 دقیقه از وقت شما را بگیرد، اما میتواند فرصت‌هایی را برای شما بوجود آورد و داخل مقیاس‌هایی شوید که هرگز حتی فکر نمی کردید ممکن باشد.

هر شغلی داری، هر جا هستی، هر چقدر کسب و کار خودتو بزرگ یا کوچک میدانی مهم نیست، با یک جستجوی ساده در گوگل روش درست کردن رزومه قوی در لینکدین رو یاد بگیر و هر لحظه منتظر خبرهای هیجان انگیز و آشنایی با بزرگان تخصص خودت باش.

ادرس لینکدین منو ببین و اگر علاقه داشتی دست دوستی مرا پذیرا باش.

4- رسانه‌های منفی را از زندگی‌تان حذف کنید:

دزدان وقت را در زندگیتان دستگیر کرده و اجازه ندین همیشه و هر شبانه روز ساعاتی را بیهوده و بی نتیجه از دست بدهید.

هر ساعت شما چقدر می‌ارزد؟

"هر ساعت" از وقت من به اندازه "یک ساعت زندگی" ارزش دارد و هرگز اجازه نمیدهم با تلویزیون و یا گردهم‌ایی‌های بیهوده تلف شود. شاید باورتان نشود ولی من بسیاری مواقع حتی در دستشویی مطلبی میخوانم. عزیزان دیدن "اخبار" چیزی جز دریافت حجم عظیمی از انرژی‌های مختلف منفی نیست. چند بار باید بشنویم که در فلان جای کره زمین کشتند و در جای دیگر یکی از سرطان مرد و سیل و زلزله مردم را بی‌خانمان کرد و ازن سوراخ شد و داعش فیلم جنایت‌های جدیدش را پخش کرد و ... نگران بیخبر ماندن نباشید، همه ما دوستان خوبی داریم که حتما در طول روز خبرها را به ما خواهند رساند. عده ای اصلا لذت میبرند که تو خبری را ندانی و ایشان مقام اول اطلاع رسانی شما را کسب کنند. ما در طول روز در معرض هجوم خبرهای مختلف هستیم و گریزی هم نیست. اگر میخواهید اطمینان کسب کنید، سری به آمار تعداد سایت‌های خبر رسان و رتبه ان‌ها در میان کل سایت‌های ایرانی بزنید. حتما تعجب خواهید کرد.

یکی از بهترین کارهایی که انجام دادم ذخیره روزانه زمانم، با امتناع از تماشای تلویزیون و فرار از عادت تماشا و تحلیل خبرهای مهم بود. من عاشق فیلمهای سینمایی امریکایی بودم. اما متوجه چیزی شدم. چقدر از این فیلمها چیز می‌اموزیم. چقدر داستان و آموزههای آن‌ها در ذهن می‌ماند؟

دوست عزیز، شما چقدر در روز و بعد در هفته، ماه و سال فیلم و تلویزیون میبینید؟ حتما حساب سرانگشتی کنید، وحشت خواهید کرد. من برای مراجعی محاسبه کردم. بر اساس اطلاعاتی که خودش داد، ایشان به اندازه زمان لازم برای تحصیل در یک ترم دانشگاهی، در طول سال وقت تلف شده داشت.

دوست عزیز، چقدر زمان در تلگرام و اینستاگرام و کانالهای مختلف صرف می‌کنید؟

آیا میدانید، این زمانها را اگر صرف خواندن کتاب میکردید، متخصص کشوری و جهانی زمینه کاری خود می‌شدید! حتما تحقیقات مختلف در این موضوع را بارها در کانال ما (روانشناسی موفقیت) خوانده اید.

آمار تکان دهنده نیست! وحشتناک است! فقط مربوط به ایران نیست! تعداد مردم دنیا را تنها در یک ساعت وقت تلف شده روزانه بکنید، اگر دو یا 5 ساعت باشد ببینید چقدر نفر ساعت وقت روزانه تلف میشود؟ این همه وقت که همه میگویند گویا طلا هم هست را چرا دور میریزیم؟؟؟

من این زمان‌ها را با سرگرمی جدید و مورد علاقه‌ام یعنی خواندن کتاب‌های pdf و گوش کردن به کتابهای صوتی جایگزین کردم . برای سال‌ها قادر به خواندن کتاب‌های زیادی نبودم چون چشمانم از خواندن خسته می شد بعد شروع کردم به خواندن بر روی صفحه نمایش گوشی که بسیار برای چشمانم راحت‌تر و روشن‌تر بود. مثل این بود که برای اولین بار خواندن را کشف می کردم. شروع به خواندن همه کتاب‌های خوب موجود از جمله کتاب فکر کن تا پولدار شو و کتاب های شگفت انگیز کار آفرینی و جذب معنویات کردم.

این رسانه‌های منفی را با کتاب‌های مثبت خارق‌العاده‌ای جایگزین کنید.

من این کار را کرم و الان در طول شبانه روز برخلاف دیگران که 24 ساعت در اختیار دارند، من گاهی تا 30 ساعت وقت دارم.

5- کمی مدیتیشن، کمی رژیم سلامتی و کمی ورزش مرتب هفتگی داشته باشید:

شاید تنها چیزی که در سفرها و زندگی در اروپا از این مردم خوب آموختم، عادت ورزش و مدیتیشن باشد.

ما کار میکنیم، پول در می‌آوریم و همین کارها را ده‌ها و شاید صدها سال ادامه میدهیم و بعد در زمانی بخودمون میا‌ییم تا از اون تجربه و پول استفاده کنیم که دیگه سلامتی نمونده تا از اون همه اندوخته استفاده و لذت ببریم.

دوستان خوبم من در شرایطی به دنبال بحث تغذیه و سلامتی بطور جدی کشیده و کشانده شدم که بعد از سه سال در کلینیک سلامتی مشاوره رژیم های مختلف و سلامتی میدادم.

تعجب نکنید. لطفا در گوگل کتاب "مرجع تغذیه و رژیم های غذایی" رو جستجو کنید.

خبر خوب اینکه، بزودی به درخواست عده‌ای از عزیزان نسخه دیجیتالی این کتاب به ضّم خودم خوب را در سایت خواهم گذاشت. این کتاب به شما نمیگوید چه بخورید و چه نخورید. سیستم گوارش را بصورت تخصصی ولی به زبان ساده تشریح میکند و بعد بلاهایی که سر گروه های مختلف هرم غذایی در مسیر گوارش وارد میشود را داستان وار تشریح میکند و بعد اخرین توصیه های fda در مورد میزان مصرف مجاز گروه های مختلف غذایی توسط افراد را در جداولی به شما ارایه میکند، حال شما جراعت داری بیشتر یا کمتر بخور. آنقدر آگاهی به شما میدهد که نظام منطقی ذهن شما کنترل مصرف مواد غذایی را آگاهانه در اختیار میگیرد و با توضیحاتی در مورد اثار ورزش و سبک زندگی شما را بطور ناخودآگاه به سمت ورزش روزانه و رژیم دایمی سلامتی سوق می‌دهد.

پس از مشاهده فیلم سمینار آتونی رابینز، در مورد رژیم غذایی دارای خاصیت قلیایی یاد گرفتم که هر صبح نوشیدنی های سرد، سبزیجات و آبمیوه بخورم. هرگز در آغاز صبح چنین احساس خوبی نداشتم. از این طریق همه انرژی مورد نیاز شروع روز را دریافت می‌کردم. اگر بخواهم به شما پیشنهادی دهم که زندگیتان عوض شود آن عادت خوردن میوه، سبزی و آب است. در مورد رژیم غذایی مدیترانه‌ای کمی مطالعه کنید. بی شک همچنان رکورد دار تضمین کننده طول عمر بیشتر همراه با سلامتی بیشتر است.

من همچنین شروع به استفاده از زمان خالص و ویژه‌ای (نه زمان اضافه) کردم. که در آن مکالمات مهم تلفنی ام را با پیاده روی در پارک ترکیب کردم. این کار را بسیار سازنده یافتم و سپس Ted Talks های مورد علاقه و فایلهای سخنرانی‌های انگیزشی را در حالی که بر روی یک تردمیل کوچک می‌دویدم گوش می‌کردم. این عمل در پاک سازی سیستم لنفاوی من موثر بود و یک راه عالی برای شروع صبح بود.

به تدریج با دوستان ورزش کاری اشنا شدم که "همپای" خوبی بودند و باعث شدند من در طول هفته دو روز باشگاه پینگ پونگ، سه روز بدنسازی و یک روز استخر و جمعه‌ها کوه بروم. باورم نمیشد. به همه کارهایم میرسیدم و در عین حال 6 روز هفته را ورزش میکردم.

یک ورزش را تخصصی دنبال کنید. ملاک انتخاب تنها علاقه خودتان باشد. من تا سن 35 سالگی هرگز تنیس روی میز را ورزش جدی نمیدانستم. اما با چند جلسه مراجعه به باشگاه زم زم تهران (شریعتی-ملک) شیفته این ورزش شدم. در طول روز تحرک داشته باشید. از اتومبیل شخصی کمتر استفاده کنید.

همانطور که در طول روز جسم ما نیاز به شستشو دارد. برای زدودن غبار تن روانی، نیازمند انجام مدیتیشن روزانه و یا هفتگی هستیم. من روی این موضوع خیلی تاکید دارم. مخصوصا افرادی که در شهرهای بزرگی مثل تهران و بیشتر کار بیرون انجام میدهند، تاکیدا حتما باید یک نوع مدیتیشن شخصی داشته باشند. من با مدیتیشن در بلژیک اشنا شدم و از آن زمان تا کنون همیشه و در هر شرایطی چند دقیقه از مان من را بخود اختصاص میدهد. مدیدتیشن را من وان حمام روانی میدانم. شما در طول روز با هزاران عامل استرس زا و نگران کننده در تماس قرار میگیرید. این پارازیتها اگر از جسم و جان شما خرج نشود میتواند صدمات جسمی و یا اختلالات روان پریشانه ای در شما بوجود آورد که گاه غیر قابل جبران است.

من توصیه میکنم، حداقل فایل کتابچه "آموزش خود هیپنوتیزم " را از طریق سایت تهیه کرده و با یک ساعت صرف وقت، یک مدیتیشن شخصی برای خود طراحی و شخصی-سازی کنید.

6- از گفتگوها منفی درونی و یا افراد دیگر دوری کنید: (خیلی مهم)

در مغز همه ما گفتگوهای ذهنی در حال تکرار است.

جنس این گفتگوها، سرنوشت افراد را رقم می‌زند. کیفیت این گفتگوها را بطور کلی به دو گروه منفی و مثبت تقسیم می‌کنیم. سرنوشت افراد از همینجا از هم متمایز می‌شود.

در ذهن شما چه گفتگوهای شخصی تکرار میشود؟

بعنوان یک کار عملی، یک روز از صبح تا شب دفترچه‌ای همراه داشته باشید. همیشه و هر لحظه به حرفهایی که با خود میگویید یا از ذهن شما می‌گذرد توجه کنید. این گفتگوها را یاداشت کنی. شاید در دفعات اول متوجه این گفتگوها نشوید. بگذارید مثالی بزنم. به یک میهمانی رفتید. وارد محل میهمانی شدی.

  • وای اینها هم که اینجان! اصلا دوست نداشتم میدیدمشون.
  • ببین چه آرایشی کرده با اون قیافش!
  • یعنی من خوبم؟ یعنی لباسم خوشگل دیده میشه؟
  • شکم و باید بدم تو تا لاغرتر به نظر برسم.
  • میترسم حرف بزنم. خاک تو سرت که هیچوقت بلد نیستی حرف بزنی.
  • تشنمه. ولی ملش کن تحمل میکنم.
  • بذار به این خانم بگم، نه ولش کن. زشت تا خونه تحمل میکنم.
  • چرا اینقدر حرف میزنی. بسه. قیافه‌‌ها رو ببین. حوصلشونو سر بردی! ...

اگر گفتگوهای هفتگی خودتو یاداشت و تحلیل کنی، براحتی میتوانی بفهمی ذهن تو و در نتیجه افکار و سرنوشت تو چه سمت و سویی دارد. تاثیر گفتگوی درونی در سیستم قانون جذب به مراتب قویتر و قدرتمندتر از افکار شماست.

پس از این به بعد به گفتگوهای درونی خود اهمیت دهید. همینطور که هر حرفی را در جمع نمی‌زنید، هر حرفی را از ذهن نگذرانید.

در مورد دیگران هم همین پرهیز کلامی را داشته باشید. نه خودتان منفی بگویید و نه گفتگوی منفی دیگران را لازم است بشنوید. اگر پدر و مادری دارید که تمام وقت منفی و بد حرف میزند، متاسفم ولی نمیتوانم سرنوشت خوبی برایتان در پیش ببینم مگر اینکه خودتان را از شنیدن آنها محروم کنی.

دوره ای از زندگی تصمیم گرفتم برای یک شرکت بزرگ کار کنم، کارم را در تیمی بسیار منفی شروع کردم. اغلب سرکار از همکاران می شنیدم که چقدر از زندگی و شرکتی که برای آن کار می‌کنند متنفرند. آن‌ها عموما در حال برنامه ریزی کارشکنی، کم کاری و یا صحبت در مورد توطئه‌های مختلف بودند. از هم بد میگفتند. جناح بندی داشتند. برای هم در هر فرصتی می‌زدند و بدتر آنکه تمام وقت در مورد این مسایل با هم صحبت می‌کردند.

این بهترین درس زندگی من بود، من می‌دیدم که دقیقا چه چیزهایی نمی‌خواستم باشم. حتی همین الان هم اگر در گفتگویی باشم که موافق با باورهایم نیست، خود را کنار می کشم. انجام این کار مانند یک موهبت است چرا که احساس می کنم که خودم زندگی ام را کنترل می کنم و نه زندگی مرا، یا بدتر از آن شخص دیگری زندگی من را کنترل می کند.

پس تا جای ممکن گفتگوهای درونی و بیرونی خود و دیگران را کنترل کیفیت کنید.

7- نگران نتایج کارها و اقدامات خود نباشید:

این جمله را لطفا 1000 بار با خط خوش بنویسید:

من کار خوب خودم را میکنم و نگران نتیجه نیستم، چون من کنترلی روی نتیجه ندارم. نتیجه تنها یک نتیجه است!

قبل از اینکه جمله بالا در نظام باورهای من به یک ایمان بدل شده باشد، عادت داشتم که در مورد نتایج هر کاری نگران باشم. من فکر می کردم که می توانم همیشه نتایج را کنترل کنم. زمانی که یاد گرفتم که بهتر است ایمان داشته باشیم و بدانیم که هر نتیجه‌ای به دلیلی اتفاق می‌افتد و ما فقط روی کمیت و کیفیت اقدام و عمل خود کنترل داریم و نه کمیت و کیفیت نتیجه؛ کاملا به سمت بهتر شدن تغییر کردم. وقتی چیزهایی که اکثر مردم به عنوان شکست‌های بزرگ در نظر می گرفتند برای من اتفاق می افتاد، فقط از آن درس می‌گرفتم و خوب می‌دانستم که هر درس عضلات ذهن مرا قویتر و قویتر می کند.

من تا قبل از آن به واژه شکست و بدشانسی عادت کرده بودم. اما وقتی باور فوق را در ذهن خود حک کردم، همه اتفاقات و حوادث پیش رو را یک فرصت جدید میدیدم و واقعا باورم شده بود که من ادم خوش شانسی هستم.

8- به خودتان ایمان داشته باشید:

خود باوری از عزت نفس بالا و اعتماد بنفس قدرتمند شکل و فرم میگیرد. پس برای اینکه به خودتان ایمان داشته باشید باید این دو ویژگی را تا حد ممکن در خود تقویت کنید. من مدت‌ها روی عزت نفس یا همان حرمت نفس خودم کار ترمیمی کردم. بعد از جوانب مختلف به مشکل ضعف اعتماد بنفس خودم حمله کردم. به عنوان یک قانون از من بیاد داشته باشید در رفع مشکلات سلامتی (جسمی و روانی) از همه لحاظ و از همه ابزار باید به مشکل توجه و حمله کرد.

به تدریج چیزی که باعث شادابی و طراوت من شد ایمان به خودم بود.

من یک بازی را با خودم شروع کردم و سعی کردم در موقعیت‌هایی قرار بگیرم که هیچ ایده‌ای در مورد آنها نداشتم. به یاد دارم که از من خواسته شد که دنبال یک رابطه یک میلیارد تومانی با یک مشتری باشم. و من هیچ ایده‌ای نداشتم. قبول کردم چون می‌دانستم این فرصتی برای یادگیری است. از آن به بعد همیشه به چیزهای که می دانستم برایشان آمادگی ندارم بله می گفتم. می دانستم که وقتی آماده نیستم این زمانی برای رشد است. سمینار آنتونی رابینز به من یاد داد که بزرگترین نیاز انسان، نیاز به رشد و پیشرفت است. سعی کردم که این نیاز را تا آنجا که می توانم تغذیه کنم. هر چقدر که رشد بیشتری تجربه می کردم. اعتماد به نفس بیشتری به دست می آوردم.

این اعتماد به نفس منجر به ایمان به خودم می‌شد حتی وقتی هیچ کس دیگری به من ایمان نداشت.

9- بیشتر سفر کنید:

برای مدتی طولانی، بر این باور بودم که برای موفقیت‌های بزرگ باید تا سر حد مرگ کار کرد. در حالی که قبول دارم که سخت کوشی شرط است، میتوانم به جرات بگم برگ برنده من مسافرت به نقاط مختلف جهان بود. با توجه به ماهیت شغلم، من روانشناسی اجتماعی و موفقیتهای مختلف را از خود مردم جهان آموختم. شما در میان مردم و از خود ملل گوناگون خیلی چیزها می‌آموزید که هرگز در هیچ کتاب و دوره ای آموزش داده نمی‌شود. متوجه شدم که این مسافرت ها به زندگی من چشم انداز و ایده‌های جدیدی می دهند. هر زمان که فکر جدیدی به ذهنم می‌رسید که باید در کسب و کارم اعمال می‌کردم، متوجه می‌شدم که آن را در زمانی که مسافرت بوده‌ام دریافت کرده‌ام. شما به آسانی می توانید در جامعه خودتان گم شوید، ایده‌ها و افکارتان محدود همین منطقه خواهد ماند. بنابراین اگر دنبال ایده های نو و جهانی شدن هستید، از آن بیرون بیاید و جهان را ببینید چون یک روز ممکن است برای دیدن آن نباشید. من هر روز و هر ساعت در کشورهای مختلف مشغول آموختن بودم و این را توشه راه موفقیت‌های بعدی کردم.

من با بسیاری از دوستان خوبم و بسیاری از افراد موفق و مشهور در همین مسافرتها آشنا شدم.

10- شغل خود را تغییر دهید.

بیشتر افراد موفق کسانی بودند که از کار خود اخراج شدند و مجبور شدند به دنبال ایده‌های خود بروند.

بسیاری از مردم از تغییر می‌ترسند و فکر می‌کنند امتحان شغل دیگری خطرناک و دلهره آور است. من پروفایل افراد در "لینکدین" را مطالعه کردم و به مسیرهای متنوع شغلی آنها نگاه کردم. یک الگوی مشترک جالب را دیدم تقریبا هیچ کدام از این افراد یک شغل ثابت را در زندگیشان تجربه نکرده‌اند. در حقیقت کسانی که تغییرات بزرگی در مسیر شغلی خود داشته‌اند؛ به بیشترین موفقیت‌ها دست پیدا کرده‌اند. این مثل یک قانون نانوشته در جامعه مصداق دارد. من همین کار را با شغل خودم انجام دادم و چیزهای جدیدی را در بیرون تجربه کردم. متوجه شدم که شبکه ارتباطیم رشد کرده و قدرت تشخیصم قوی تر شده است.

هرگز از تغییر نترسید. اگر بیست سال است در جا میزنید؛ خبر بدی دارم؛ احتمال بیست سال دیگر هم همینجایی!!

و بعد شروع به یک بازی با مصاحبه‌های شغلی کردم. عمدا در مصاحبه‌هایی شرکت می کردم که خارج از حوزه کاری‌ام بودند و تحصیلات من اغلب واجد شرایط آن نبود.

در کمال تعجب، همه پیشرفت های فردی و تغییرات شخصیتی مانند یک آهنربا عمل می کنند. کارهایی به من پیشنهاد شد که فقط در خواب می دیدم و واجد شرایط آنها نبودم. وقتی از آنها می پرسیدم که چرا این پیشنهاد را به من دادند. می گفتند به دلیل اعتماد به نفس، نگرش و راهی که با آن کارها را انجام می دادم و آن‌ها می دانستند که این مهم‌ترین موضوع است.

می‌خواهید چیز حتی عجیب‌تری را بدانید؟ یکی از شغل‌هایی که من برای آن درخواست دادم و نتوانستم آن را بدست آورم تقریبا 12 ماه بعد یکی از همکارانم توانست آن را بگیرد. من از او خواستم که از مدیر بپرسد چرا آن شغل را به من ندادند. جوابی که داده شد این بود که ما فکر کردیم او برای این کار بیش از حد ماهر است و خیلی زود از این کار خسته می‌شود.

اگر از شغل خود راضی نیستید و درآمدی هم ندارید، حتما باید تغییر شغل دهید. مطمئن باشید این به صلاح شماست. امروزه ثابت شده افراد موفق 4-5 شغل را تا پیدا کردن شغل نهایی عوض می‌کنند.

11- به افراد موفق دسترسی پیدا کنید:

به عنوان یک شوخی، یکی از نزدیک‌ترین دوستانم به من جرات تماس با افرادی که در شرکت بزرگ خودمان بودند و به نظر غیر قابل دسترسی می‌رسیدند را داد.

من شروع به تماس گرفتن با مدیر عامل، مدیران کل و هر کسی که فکر می‌کردم مرا در پایین‌ترین سطح در شرکت می‌بینند کردم. در کمال تعجب، توانستم با آن‌ها ملاقات کنم و در مورد چیزی که می‌خواستم با آنها صحبت کنم. هرگز دست کم نگیرید که چقدر دیگران می‌خواهند به شما کمک کنند و تجربیات و نصایح‌شان را با شما در میان بگذارند. انجام این کار به من در مورد اعتقاداتم و مردم آموزش‌هایی داد و درکم را از زندگی دگرگون کرد.

در نزدیکی به افراد موفق شما ناخوداگاه الگوبرداری میکنید و این باعث میشود تا جنس خواست‌هایتان نیز تغییر کند. شما به کم راضی نمی‌شوید و خود را در چند قدمی رویاهایتان می‌بینید. همچنین ذهن با این واقعیت مواجه می‌شود که اگر دیگران توانسته‌اند من نیز باید و حتما میتوانم. تردید بزرگ ایا من نیز ممکن است بتوانم؛ به تدریج به یک باور بسیار قوی من حتما میتوانم در ضمیر ناخودآگاه شما تغییر فرم میدهد.

12- تا جایی که می‌توانید اطلاعات به دیگران ببخشید:

بخشش چیزی بود که من همیشه می‌گفتم مهم است و خوب، اما هرگز قدرت آن را درک نکرده بودم. در ابتدای کسب و کارم فکر می‌کردم که همه چیز حفاظت از مالکیت معنوی است و اینکه به هیچ کس چیزی در مورد ایده‌هایم نباید بگویم! چیزی که الان می دانم این است که ایده ها تا زمانی که شما کاری در رابطه با آنها انجام ندهید، هیچ ارزشی ندارند. حتی اگر شما یک ایده ی بسیار بزرگ داشته باشید، اکثر مردم تنبل‌تر و منفی‌تر از آن هستند که آن را از شما بدزدند. اکنون من با همه در مورد ایده‌هایم صحبت می کنم و اغلب متوجه می شوم که این کار درهایی را به روی من باز می کند که هرگز نمی دانستم وجود دارند.

به لطف اینترنت می توان اطلاعات را به آسانی پیدا کرد. بنابراین آنها را به اشتراک بگذارید. من حتی آدرس کتاب‌هایم را هم به اشتراک می‌گذارم چون به لطف شبکه‌های اجتماعی هر کسی قابل جستجو کردن است. من از طرق مختلف دوستان و مراجعین را راهنمایی میکنم و این باعث افزایش چند برابری طرفدارانم میشود، عجیب نیست؟

هر چقدر بیشتر بیاموزید و اطلاعات رایگان به دیگران بدهید به همان مقدار اعتماد در دیگران ایجاد میکنید و هر چقدر اعتماد بیشتر به همان میزان فروش بیشتر. باور میکنید من برای این جمله 5 سال زحمت کشیدم.

13- در شبکه‌های مجازی سالم و مفید بیشتر حضور یابید:

امروز دیگر لازم نیست شما جلوی دوربین کاری کنید تا معروف شوید. لازم نیست یک ستاره سینمایی یا فوتبال باشید تا طرفدار پیدا کنید. جهان تغییر کرده. برای همه و با کمترین هزینه این امکان ایجاد شده است. یک راه ساده برای گسترش نفوذ خود این است که شبکه ارتباطی مجازی خود را گسترش دهید. به یاد دارم چند هفته پیش شنیدم در تحقیقی ثابت شده بود؛ شبکه اجتماعی شما برابر با ارزش خالص شماست.

از فرد بسیار موفق و تاثیرگذاری در کشورمان پرسیدم که فرصت‌های طلایی خود را از کجا آورده‌ای؟

ایشان جواب دادند که "همه آن‌ها از شبکه‌های اجتماعی من آمده‌اند. من موضوعات را قبل از دیگران متوجه می شوم چون شبکه و گروه‌های مختلف من در مورد آن ها با من صحبت می کنند. من هم همان کار را انجام می دهم. بنابراین یک بازی برد-برد در درون شبکه و گروهم اتفاق می افتد. برخی از بهترین افرادی که در طی سال‌های اخیر با آن‌ها ارتباط داشته ام را در شبکه‌های مجازی ملاقات کرده ام. اهمیتی ندارد که چقدر بعد از کار خسته باشم. من همیشه سعی می کنم در گفتگوهای مثبت و سازنده مجازی شرکت کنم. چون این کار انرژی مرا بالا می برد و ذهنم را برای ایده های که قبلا به آن ها فکر نمی کردم باز می کند."

اگر اینستاگرام، تلگرام و ... ندارید، لطفا همین الان شروع کنید. باور کنید امروز بدون انها نمیشود...

14- به همه فرصت دوباره بدهید:

من یاد گرفتم که به همه فرصت دوباره بدهم، بدون توجه به اینکه چه کاری انجام داده‌اند. این بخشش به من این فرصت را می داد که ضعف افراد را ببینم و بپذیرم که هیچ کس کامل نیست. پذیرش اینکه هیچ کس کامل نیست دیگران را وادار می‌کرد که از من انتظار کامل بودن نداشته باشند. هیچ کس عمدا کاری برای آزار دادن شما انجام نمی‌دهد. مساله این است شما چگونه این موضوع را تفسیر می کنید.

روزی از مدیر عامل شرکت هندا پرسیدند چرا آن مهندسی را که در پروژه قبلی میلیون‌ها دلار به شرکت خسارت زد اخراج نکردی؟ ایشان با تعجب پاسخ داد: شوخی میکنی؟ من برای اموزش این آقا میلیون‌ها دلار هزینه کردم حالا براحتی اخراجش کنم؟

کارمندان و کارگران خود را از بهترین‌ها انتخاب کنید ولی اگر اشتباه کردند و فرصتی دوباره به انها دادید، چه بسا انقلابی در شرکت شما روی دهد.

بنابراین شما نکاتی در مورد اینکه چگونه زندگی من متحول شده در اختیار دارید. نکاتی که بسیاری از مردم هرگز به دیگران در مورد ان صحبت نمی‌کنند. حال شما تمام دانش و تجربیاتی را که من به آن عمل می کنم در اختیار دارید. حتی اگر فقط سه مورد از این نکات را انجام دهید. من به شما قول می دهم که یک تغییر خوب را خیلی سریع در زندگیتان تجربه کنید.

پیشنهاد می‌کنم، به تدریج و گام به گام روش‌های 14 گانه را بکار بگیرید. اگر فکر می‌کنید:

به برخی از انها اعتقاد ندارید.

برخی در زندگی شما جایی ندارد.

تعداد زیاد است.

شما لازم نیست همه روش‌ها را بکار گیرید، کاربردی‌ترین‌ها را انتخاب کنید و عنوان‌های آن‌ها را یادداشت و از فردا صبح شروع کنید. هیچ بهانه‌ای جایز نیست. تصور کنید شما به گنجی دست یافته‌اید، چه حسی دارید؟ چطور عمل میکنید؟ همان کار را بلافاصله انجام دهید. موفقیت در 14 قدمی شماست و انتخاب مثل همیشه با خود شماست.

محمود جولایی - ساری- 1394

لطفا از طریق کانال تلگرام و اینستاگرام نیز با ما باشید.

به تمام سوالات مرتبط پاسخ داده خواهد شد. منتظر نظرات و پرسش های شما خواهیم بود.

به این مطلب امتیاز دهید

نظرخود را با ما درمیان بگذارید

برای ارسال نظر باید عضو سایت باشید، اگر قبلا در سایت ثبت نام کرده اید اینجا را کلیک کنید.

captcha Refresh

نظرات سایر دوستان

منیر عرب صفری در تاریخ ۱۳۹۶/۰۴/۲۲ گفته:
پاسخ گزارش تخلف (۰) ۰ ۰

سلام به استاد عزیزخوندن اینمقاله ی شکار عالی بود . چه خوبه که تو این زمانی که ما زندگی میکنیم انسانهای بزرگواری هستند که نتایج تحقیقات شونو در اختیار بقیه قرار میدهند تا ما هم بتونیم استفاده مفید داشته باشیم واقعا ارزشمند بود

فاطمه غلامی در تاریخ ۱۳۹۵/۱۰/۰۹ گفته:
پاسخ گزارش تخلف (۰) ۰ ۲

با سلام عالی بود خواندن تجربیات وموفقیت شما انگیزه بزرگی در من بوجود آورد چون من مدتی هست که ندانسته بعضی از این کارها رو در زندگیم دارم اجرا میکنم و تغییراتی هم حس کردم ولی الان با اعتماد بنفس بالاتری و امید بیشتری به روند رو به پیش زندگی خود ادامه میدم تا به موفقیت کامل برسم ممنون استاد عزیز هر درسی یا مقاله یاراهکاری از نوشته های شما که می خونم دنیای جدیدی رو پیش روی خودم میبینم از صمیم قلب متشکرم سپاس

مدیر سایت جولایی
مدیر سایت جولایی در تاریخ ۱۳۹۵/۱۰/۲۶ پاسخ داده:
پاسخ گزارش تخلف (۰) ۰ ۱

تجربیات من حاصل سالها تلاش فردی و شرکت در دوره ها و سمینارهای مختلف است. صدها کتاب را من دارم به شما تدریس میکنم و خوشحالم اینقدر مورد توجه دوستان قرار گرفته. موفقیت اتفاقی نیست.

نرم افزار موبایل “ راز موفقیت ”

اپلیکیشن موبایل (آندروید) برای راحتی کاربران سایت و سوپر گروه استاد جولایی را از اینجا دانلود کنید.

دانلود رایگان 10 کتاب برتر و پر فروش حوزه موفقیت
دانلود رایگان 10 کتاب برتر و پر فروش حوزه موفقیت

این 10 کتاب را همه افراد موفق خوانده اند. آیا شما نمیخواهید این کتاب های سرنوشت ساز را بخوانید؟

دریافت بصورت رایگان
google-site-verification: google8c33fceebbf75d7d.html